<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<theses_set>
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>422</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths422</thesis_code>
	<call_no>uni61ths422</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي شيوع استئوپروز و ارتباط آن با بيماريهاي تيروئيد و ديابت در 3000 بيمار مراجعه كننده به مراكز دانسيتومتري گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>70</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=422&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>زمينه و هدف : پوكي استخوان يكي از بيماريهاي شايع و با عوارض ناتوان كننده و خطر مرگ و مير به دنبال شكستگي مي باشد كه بار اقتصادي زيادي را بر جامعه تحميل مي كند. استئوپروز يك مشكل هتروژن پيچيده است و اتيو لوژي ناشناخته  يي دارد كه عوامل متعددي براي آن بر شمرده شده . همراهي با بيماريهاي ديابت و تيروئيد مطرح مي باشد و با توجه به شيوع بالاي اين بيماريها و اهميت چشمگير اقتصادي - اجتماعي آنها مطالعه حاضر با هدف بررسي شيوع استئوپروز و همراهي آن با بيماريهاي ديابت و تيروئيد و نقش سن ، جنسو BMI در ارتباط با اين بيماري و همچنين بدست آوردن مقدار متئسط تراكم معدني استخوان در جمعيت هدف انجام گرديد.   مواد و روشها : اين مطالعه توصيفي- تحليلي مقطعي در جمعيت مورد 3000 نفري مراجعه كننده به مراكز دانسيتومتري گرگان انجام شد. به روش نمونه گيري تصادفي ساده  افراد وارد مطالعه شدند و اطلاعات عمومي و شرح حالشان با مصاحبه حضوري دريافت شده سپس اطلاعات حاصل از دانسيتومتري استخراج و كليه داده ها وارد نرم افزار محاسبات آماري SPSS شده ، محاسبات آماري لازم انجام و نتايج و جداول و نمودارها استخراج و سپس مورد تجزيه و تحليل كلي قرار گرفت.   نتايج : شيوع استئوپروز در اين مطالعه بر اساس بررسي ناحيه كمر و فمور به طور كلي به ترتيب 33/7%و 16/7% ودر جنس مذكر به ترتيب 5/3%و 2/7% و در جنس مونث 28/3% و14% بود. دانسيته متوسط استخواني 0/9283 g/cm  براي كمر و 0/7786g/cm براي فمور بود. سن متوسط افراد با استئوپروز 61/12 سال در بررسي كمر و 61/98 سال در بررسي فمور بود با بيشترين ميزان استئوپروز در گروه سني 55 تا 65 سال. رابطه خطي بين شيوع استئوپروز و افزايش سن به دست آمد كه مويد نقش پيش بيني كننده سن براي تراكم اسستخواني مي باشد به ازاي هر سال افزايش سن انتظار مي رود 0/037 تا 0/044 گرم بر سانتي متر مربع از BMD كاسته شود. BMI متوسط افراد استئوپروتيك 25/94 بر اساس بررسي كمري و 26/94 بر اساس بررسي كمري و 26/95 بر اساس بررسي فمور بوده است. افزايش BMI با افزايش خطي دانسيته استخواني همراه است كه البته اين افزايشبراي دانسيته فقرات كمري با شب بيشتري نسبت به فمور مي باشدBMI افراد با استئوپروز به طور معني داري كمتر از افراد طبيعي است و بيشتر افراد استئوپروتيك در محدوده BMI 19 تا 25 قرار دارند. بين همراهي ديابت با استئوپروز يا حالت غير استئوپروز تفاوت معناداري ديده نشد. براي همراهي بيماري تيروئيد با استئوپروز نيز نتيجه مشابه بدست آمد .   نتيجه گيري : اين مطالعه نشان داد كه شيوع استئوپروز در جمعيت مراجعه كننده به مراكز دانسيتومتري از گرگان و شهر هاي اطراف آن بالاست و متوسط تراكم استخواني در اين منطقه نسبتا پايين است ، در 60 تا 70% بيماران مراجعه كننده به مراكز دانسيتومتري خطر استئوپروز و استئوپني محتمل است. جنس مونث و گروه سني 55تا 65 سال بيشترين جمعيت ايتئوپروتيك را تشكيل داده و سن نقش پيش بيني كننده براي تراكم استخواني و احتمال استئوپروز دارد و سن 50 سال را به عنوان آستانه خظر بايد در نظر گرفت. BMI كم با استئوپروز همراهي دارد ولي همراهي بيماريهاي ديابت و تيروئيد با استئوپروز در اين مطالعه ثابت نشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : استئوپروز ، شيوع ، ديابت، بيماري تيروئيد، تراكم استخواني ، BMI .</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>حسين شادپور رشتي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر حميدرضا بذرافشان</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر مهرداد آقايي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>426</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths426</thesis_code>
	<call_no>uni61ths426</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اثر تجويز حاد هيدروكورتيزون سديم سوكسينيت در پيش شرطي سازي قلب خرگوش</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>17</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=426&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>بيان مسئله : بيماريهاي ايسكميك قلبي ، يكي از مهمترين علل مرگ و مير در جهان صنعتي امروز است. پيش شرطي سازي ايسكميك قلب يكي از روش هاي جديد در حفاظت از سلول هاي قلبي در برابر انفاركتوس مي باشد. مطالعات گذشته ، حاكي از توانائي برخي از داروها در تقليد اين اثر مفيد است. اما تاكنون مطالعه اي جهت تعيين نقش داروي هيدروكورتيزون در اين پديده صورت نگرفته است. اين مطالعه جهت بررسي اثر تچويز هيدروكورتيزون سديم سوكسينيت بر كاهش سايز لنفاركتوس قلبي در قلب خرگوش صورت گرفت.   مواد و روشها : 24 سر خرگوش نر نيوزلندي به صورت تصادفي و به طور مساوي به 4 گروه زير تقسيم شدند: 1-شم (sham)، 2-كنترل(Infarct)و3- پيش شرطي سازي ايسكميك (IP) و 4 - پيش شرطي سازي فارماكولوژيك با داروي هيدروكورتيزون (HYD). تمام حيوانات بيهوش شده ، انتوبه گرديده و به ونتيلاتور حيواني متصل شدند. در تمام گروه ها به جزشم ، جهت ايجاد انفاركتوس ميوكارد، پس از باز كردن قفسه سينه از چهارمين فضاي بين دنده اي چپ ، شاخه نزولي قدامي شريان كرونري چپ با نخ سيلك 0-3 به مدت 45 دقيقه بسته شد. در گروه HYD و 45 دقيقه قبل از القاء انفاركتوس ، هيدروكورتيزون به ميزان 50mg/kg از وريد گوشي تزريق گرديد. سپس به مدت 120 دقيقه پس از انفاركتوس ، تمام گروه ها تحت ريپرفيوژن قرار گرفتند. در انتها ، رنگ اوانس بلو تزريق شد. سپس تقسيم قلب به برش هاي 4-3 ميلي متري و رنگ آميزي تري-فنيل تترازوليم كلرايد صورت گرفت . از برش ها عكس ديجيتال جهت تعيين سايز انفاركت تهيه و از نرم افزار SPSS جهت آناليز دادهدها استفاده شد.   نتايج : حجم ناحيه انفاركت و نسبت حجم ناحيه انفاركت به حجم ناحيه در معرض خطر از 624.77.87 mm و 2.4%-31.5 (mean-SEM)  در گروه كنترل به ترتيب 19.62-105.55 mm  و 4.8%-7.6 (mean-SEM)  در گروه HYD كاهش يافت كه از لحاظ آماري معنادار مي باشد(P&lt;0.001) سطوح سرمي تروپونين -T قلبي از 1.4-1.2 ng/ml(meanSEM)  به  ng/ml 0.24 -0.29 (mean-SEM)  كاهش يافت كه از لحاظ آماري معنادار مي باشد(P&lt;0.001) .   نتيجه گيري : هيدروكورتيزون سديم سوكسينيت توانست به صورت معني داري حجم ناحيه انفاركت را كاهش داد و نقش محافظت كننده قلب را بازي كند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : هيدروكورتيزون ، انفاركتوس قلبي ، مدل اسكمي -ريپرفيوژن، تروپونين</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>علي داوريان</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر وحيد خوري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>427</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths427</thesis_code>
	<call_no>uni61ths427</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اثرات سوزاندن مسير سريع گره دهليزي بطني بر روي خواص پايه و وابسته به سرعت گره دهليزي بطني</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>65</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=427&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: مدل سوزاندن بافتي به عنوان يكي از مهم‌ترين راهكارهاي درماني در آريتمي‌هاي گره‌اي (AVNRT) مطرح است. مدل‌هاي مختلف حيواني جهت بررسي اثرات سوزاندن در عملكرد مسيرهاي داخل گره‌اي طراحي شده است. هدف از اين مطالعه مشخص كردن ارتباط احتمالي بين خواص كاركردي مسير آهسته پنهان و خواص وابسته به سرعت گره دهليزي بطني است.&lt;br&gt;روش بررسي: در اين روش از تكنيك گره دهليزي - بطني جدا شده خرگوش استفاده گرديد. سوزاندن با كمك ولتاژ مستقيم (110-100 ولت) به مدت 30 ثانيه كه توسط يك الكترود نقره انجام گرفت. خواص وابسته به سرعت ريكاوري و خستگي و تسهيل در يك گروه با 7 خرگوش مورد بررسي قرار گرفت.&lt;br&gt;نتايج: سوزاندن مسير سريع باعث كاهش معني‌دار، ميزان تسهيل شد ولي روي زمان خستگي تأثيري نداشت. مهم‌ترين اثر سوزاندن مسير سريع افزايش معني‌دار زمان هدايت حداقل بود.&lt;br&gt;نتيجه گيري: سوزاندن مسير سريع سبب آشكار شدن اثرات مسير آهسته پنهان مي‌شود. خواص وابسته به سرعت گره دهليزي - بطني به تداخل دو مسير آهسته و آهسته پنهان بستگي دارند. مسير سريع در ايجاد پديده تسهيل موثر است.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>سوزاندن، مسير سريع، گره دهليزي - بطني، آريتمي</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>سيد عباس مير عباسي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر وحيد خوري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر عباسعلي كشتكار</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>428</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths428</thesis_code>
	<call_no>uni61ths428</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>سرواپيدميولوژي هپاتيت E در زنان سنين باروري شهرستان گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>47</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=428&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه:&lt;br&gt;ويروس هپاتيت (HEV)E باعث هپاتيت ويروسي حاد خود محدود شونده در بزرگسالان سنين 40-15 سال مي‌شود. هپاتيت E از طريق مسير مدفوعي دهاني منتشر مي‌شود. بيماران هپاتيت فولمينانت در حاملگي ممكن است مرگ و ميري در حد 20% در سه ماهه سوم حاملگي داشته باشند. هدف از انجام اين مطالعه بررسي سرواپيدميولوژي هپاتيت E در زنان سنين باروري شهرستان گرگان بوده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها:&lt;br&gt;در اين مطالعه توصيفي-تحليلي مقطعي 720 نفر خانم در محدوده سني 45-17 سال كه به مراكز بهداشتي درماني گرگان مراجعه كرده بودند وارد مطالعه شدند. متغيرهاي فردي در فرم جمع آوري اطلاعات وارد شد. از داوطلبين 5 سي‌سي خون گرفته و سرم آن جدا گرديد. بررسي آنتي‌بادي عليه HEV به روش الايزا با استفاده از كيت (Italy) P  انجام شد. داده‌ها در نرم افزار SPSS وارد رايانه شده و مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت. آزمون‌هاي كاي دو و فيشر براي بررسي ارتباط متغيرها استفاده شد.&lt;br&gt;يافته‌ها:&lt;br&gt;از 720 نفر افراد مورد مطالعه، 42 نفر (5/85) داراي آنتي‌بادي عليه HEV بودند. از بين متغيرهاي فردي مورد بررسي سن و قوميت تأثير معناداري در مثبت شدن نتيجه سرولوژي HEV داشتند.&lt;br&gt;نتيجه گيري:&lt;br&gt;با توجه به فراواني نسبي به دست آمده در اين مطالعه به نظر مي‌رسد HEV از نظر سرولوژيك در منطقه ما اندميك مي‌باشد. انجام مطالعات بيشتر به ويژه در زنان باردار پيشنهاد  مي‌گردد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>هپاتيت E، سن باروري، الايزا، گرگان</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>محمد مهدي مينائي فر</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر عبدالوهاب مرادي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر عليجان تبرائي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>429</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths429</thesis_code>
	<call_no>uni61ths429</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي عفونت همزمان هپاتيت BوHIV  در افراد مبتلا به هپاتيت C</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>108</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=429&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف : اصطلاح هپاتيت در مورد طيف وسيعي از حالات كلينيكوپاتولوژيك به كار مي رود كه بر اثر صدمات ويروسي ، سمي ، فارماكولوژيك و يا با واسطه ايمني كبد ايجاد مي شوند. يافته  پاتولوژيك مشترك هپاتيت ، نكروزهپاتوسلولار به صورت موضعي يا گسترده و ارتشاح سلولهاي التهابي در كبد است كه ممكن است در نواحي پورت متمركز شود و يا به درون پارانشيم گسترش يابد. از لحاظ باليني ممكن است كبد بزرگ و حساس باشد ، زردي ممكن است وجود داشته باشد و همچنين در همه موارد شواهد آزمايشگاهي آسيب هپاتوسلولار به صورت افزايش سطح ترانس آميناز ها وجود دارد.  علت هپاتيت هرچه باشدسير باليني هپاتيت مي تواند از يك بيماري خفيف و نامشخص تا يك بيماري شديد با شواهد سوء عملكرد شديد سلول كبدي ، زردي ،اختلالات انعقادي و اختلال عملكرد نورولوژيك متفاوت باشد.  هپاتيت را مي توان بر اساس معيارهاي باليني و پاتولوژيك به دو نوع حاد و مزمن تقسيم بندي كرد.  HCV مسئول اكثر موارد هپاتيتي است كه قبلا تحت عنوان هپاتيت non-B و non-A  طبقه بندي مي شد. ويروس كامل HBV - كه بيش از همه موارد مطالعه قرار گرفته است - شامل چندين جزء آنتي ژني مجزا است &gt; سرايت اين عفونتها بيشتر از راه خون ، محصولات خوني ، سوزن آلوده و تماس جنسي صورت مي گيرد. سرايت HIV نيز همانند HBVو HCV  مي باشد. در اين مطالعه ارتباط اين عفونت ها مورد بررسي قرار گرفته است.   مواد و روشها : از بين بيماران مبتلا به هپاتيت C مزمن ، سرم 117 بيمار كه وجود ويروس HCV در آن ها با روش RIBA نشان داده شده است وجود آنتي ژن HBs و آنتي بادي ضد HIV  به روش الايزا مورد بررسي قرار گرفت.   نتايج : بررسي نشان داد كه همزمان 7 نفر (5/9%) HBsAg مثبت و 19 نفر HIV مثبت (16%) بوده و هيچ كدام از بيماران همزمان آلوده به اين سه عفونت (HCVوHIVوHBsAg) نبودند.   بحث و نتيجه گيري : نتايج اين مطالعه نشان داد در بيماران HCV مثبت احتمال آلودگي به HBV وبخصوص HIV بايد مد نظر قرار گيرد ، و اين احتمال در افرادي كه سوء مصرف مواد اعتياد آور به صورت تزريقي دارند، بيشتر مي باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>هپاتيت ، HBV، HIV،HCV ، الايزا و عفونت همزمان</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>امير علي فلاح آملي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر بهناز خدابخشي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر عبدالوهاب مرادي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>430</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths430</thesis_code>
	<call_no>uni61ths430</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي عفونت همزمان هپاتيت C و HIV در افراد مبتلا به هپاتيت B</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>107</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=430&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف: هپاتيت ويروسي گروهي از عفونت‌هاي سيستميك است كه مشخصاً به كبد آسيب مي‌رساند و حداقل توسط پنج گروه از ويروس‌ها ايجاد مي‌شود. ويروس‌هاي هپاتيت A و E نشان دهنده هپاتيت حاد ويروس‌هاي هپاتيتB،C  و D زمينه ساز هپاتيت مزمن بوده و با سيروز كبدي و سرطان كبد مرتبط مي‌باشد. ويروس هپاتيت (HBV) در مايعات و ترشحات افراد ناقل وجود دارد. سرايت اين عفونت بيشتر از راه خون و محصولات خوني، سوزن‌هاي آلوده و تماس جنسي صورت مي‌گيرد. بنابراين افرادي كه از لحاظ احتمال ابتلا به عفونت ويروس هپاتيت B در معرض خطر بالايي قرار دارند عبارت‌اند از شريك‌هاي جنسي افراد دچار عفونت‌هاي حاد و مزمن هپاتيت B (به ويژه مردان همجنس گرا)، متخصصين بهداشتي (به خصوص جراحان، دندان پزشكان و كاركنان آزمايشگاه‌هاي باليني و بخش‌هاي دياليز). معتادان تزريقي و نوزادان مادران آلوده (انتقال عمودي). بيماراني كه با خون و فراورده‌هاي خوني تماس زيادي دارند و يا دچار نقص ايمني هستند نيز بسيار مستعد ابتلا به عفونت HBV هستند. HCV علت اصلي هپاتيت بعد از تزريق خون مي‌باشد. در حال حاضر HCV يكي از بيماري‌هاي شايع در بين معتادان به مواد مخدر تزريقي است و حداقل مسوول 50% موارد هپاتيت‌هاي تك گير اكتسابي از جامعه محسوب مي‌شود. HIV نيز همانند HBV و HCV مي‌باشد.&lt;br&gt;در اين مطالعه عفونت هم‌زمان HBV با هپاتيتHIV، HCV مورد بررسي قرار گرفت.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: از بين بيماران هپاتيت B مزمن كه به مركز سلولي-  مولكولي شهر گرگان مراجعه مي‌كنند سرم 168 بيمار مبتلا به HBV كه با روش Real-Time PCR كه از نظر شمارش ذره ويروسي مثبت بوده‌اند جهت شناسايي آنتي‌بادي ضد سرم‌هاي جستجوي آنتي‌بادي ضد HIV و آنتي‌بادي عليه HIV و آنتي‌بادي عليه HIV به روش الايزا انجام شد.&lt;br&gt;نتايج: در اين پژوهش 168 بيمار HBV مورد بررسي قرار گرفتند. بررسي نشان داد، كه هم‌زمان 3 نفر (1/8%) HIV   نفر (2/4%) HCV و هيچ كدام از بيماران هم‌زمان آلوده به HCV و HIVنبودند.&lt;br&gt;از 168 بيمار مبتلا به 1293HBV  نفر (76/3%) مرد و 39 نفر (23/7%) زن بودند.&lt;br&gt;در بين بيماران HBV مورد بررسي گروه سني 50-41 سال (30/4%) بيشترين موارد را شامل مي‌شدند.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه نشان داد درصد قابل توجهي عفونت‌هاي هم‌زمان HCV يا HIV در بين افراد HBV مثبت جامعه قابل پيش بيني است، و در افرادي كه HBV مثبت مي‌باشند و شرح حال گوياي رفتارهاي پرخطر باشد بهتر است عفونت هم‌زمان با HCV يا HIV يا هر دو نيز مدنظر قرار بگيرد كه در پيشگيري، درمان و مديريت بيماري حائز اهميت مي‌باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>HIV، HCV، HBV ، اليزا و عفونت هم‌زمان</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مسعود صادقي پور مروي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر عبدالوهاب مرادي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر عليجان تبرائي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>431</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths431</thesis_code>
	<call_no>uni61ths431</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي فراواني ميكروآلبومينوري بيماران مبتلا به آنفاركتوس حاد ميوكارد بستري در بخش مراقبتهاي ويژه قلبي ( CCU ) مركز آموشي درماني 5 آذر شهرستان گرگان طي سال 1386</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>65</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=431&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>موضوع:&lt;br&gt;بررسي فراواني ميكروآلبومينوري بيماران مبتلا به انفاركتوس حاد ميوكارد بستري در بخش مراقبت‌هاي ويژه قلبي (CCU) مركز آموزشي درماني پنجم آذر شهرستان گرگان طي سال 1386&lt;br&gt;مقدمه و هدف:&lt;br&gt;آلبومينوري، به عنوان يك شاخص نقص عملكرد در بيماران ديابتي، براي سال‌ها شناخته شده است.&lt;br&gt;همراهي ميكروآلبومينوري با سندرم‌هاي باليني از جمله سكته قلبي نشان دهنده پيش‌آگهي‌هاي بدتر است؛ و در صورت وجود ميكروآلبومينوري در بيماران پس از انفاركتوس ميوكارد، گروهي كه سود زيادي از درمان ACEI  از جمله كاپتوپريل مي‌برند مشخص مي‌شوند. در اين مطالعه فراواني ميكروآلبومينوري در بيماران پس از انفاركتوس حاد ميوكارد تعيين گرديد.&lt;br&gt;روش تحقيق: مطالعه از نوع توصيفي - تحليلي بوده و بر روي بيماران مبتلا به انفاركتوس حاد ميوكارد بستري در بخش مراقبت‌هاي ويژه قلبي (CCU) مركز آموزشي درماني پنجم آذر شهرستان گرگان از فروردين ماه سال 1386 تا تير ماه سال 1387 انجام گرديد. در كليه بيماران نمونه ادراري 8 ساعته، در سوّمين روز بستري جمع‌آوري شد و ميكروآلبومين به روش الايزا اندازه‌گيري گرديد.&lt;br&gt;در كليه بيماران آزمايشات CBC تري‌گليسريد، كلسترول تام، LDL، HDL و كسر تخليه بطني (EF) به وسيله اكوكارديوگرافي دو بعدي محاسبه شد.&lt;br&gt;نتايج:&lt;br&gt;از 62 بيمار مورد بررسي، 17 بيمار (27/4 درصد) مقادير غير‌نرمال ميكروآلبومين ادراري بودند. به طوري كه در 26 درصد بيماران مذكر و 33/3 درصد در بيماران مونث فاقد ميكروآلبومينوري بودند.&lt;br&gt;ميانگين و انحراف معيار سن بيماران داراي سطح نرمال ميكروآلبومين ادرار 13/47± 52/98 و در بيماران داراي سطح غير نرمال ميكروآلبومينوري ادراري 16/35± 53/76 بوده است.&lt;br&gt;به طوري كه در بيماران مورد مطالعه انواع انفاركتوس ميوكارد قدامي، تحتاني و انتروسپتال انواع شايع بوده است.&lt;br&gt;ميانگين كسر تخليه بطني بيماران در محدوده اختلال خفيف (54-45 درصد) بوده است.&lt;br&gt;ميانگين سطح CPK روز اوّل بستري در بيماران داراي سطح غير نرمال ميكروآلبومينوري نسبت به گروه ديگر ارتباط واضح آماري ديده شد.&lt;br&gt;لكوسيتوز خفيف در بيماران مبتلا داراي ميكروآلبومين ديده شد.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري:&lt;br&gt;فراواني ميكروآلبومينوري در مطالعه حاضر 27/4 درصد تعيين گرديد و با توجه به اينكه در افراد سالم جامعه بدون بيماري زمينه‌اي ديده نمي‌شود؛ بنابراين مي‌توانيم ميكروآلبومينوري را به عنوان يك فاكتور خطر مطرح كنيم و در نتيجه تشخيص و درمان به موقع بيماران سير باليني بهتري با براي آن‌ها به ارمغان آوريم.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>انفاركتوس حاد ميوكارد، ميكروآلبومينوري</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>سميه سدني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد موجرلو</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر احمد شيرافكن- رامين آذرهوش</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>432</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths432</thesis_code>
	<call_no>uni61ths432</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي شيوع شب ادراري در بيماران 3 تا 12 سال مبتلا به هايپرتروفي لوزه و اثر آدنوتونسيلكنومي در درمان شب ادراري در بيماران مراجعه كننده به بيمارستان 5 آذر گرگان در سال 1387-1386</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>51</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=432&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>بيان مسأله: شب ادراري اساساً به معناي عدم كنترل ادرار است. وليكن اين لغت به شب ادراري بعد از  سه سالگي محدودشده است. شب ادراري مي‌تواند يكي از علائم انسداد شديد راه‌هاي هوايي فوقاني باشد كه توجيه آن اختلال در ترشح ADH (آنتي ديورتيك هورمون) به دنبال اختلالات در خواب REM است.&lt;br&gt;انسداد نسبي راه‌هاي فوقاني باعث اختلال در الگوي خواب و اختلال تنفس نرمال حين خواب مي‌شود و شايع‌ترين علّت آن در بچه‌ها آدنوتونسيلار هايپرتروفي است. شب ادراري در %4 تا %47 از كودكان مبتلا به آدنوتونسيلار هايپرتروفي گزارش شده كه به دنبال جراحي آدنوتونسيلكتومي درصد قابل توجهي از كودكان به شب ادراري به ويژه از نوع ثانويه بهبود يافته‌اند. از آنجا كه مطالعات مشابه در اين زمينه روي كودكان ايراني كمتر گزارش شده بود، اقدام به تدوين مطالعه زير نموديم.&lt;br&gt;روش انجام مطالعه: در يك مطالعه باليني مشاهده‌اي- تحليلي آينده نگر 67 كودك 3 تا 12 ساله مبتلا به آدنوتونسيلار هايپرتروفي بستري در بيمارستان جهت آدنوتونسيلكتومي را به صورت تصادفي انتخاب نموديم. سپس مطالعه به صورت تكميل پرسشنامه‌اي پيرامون اختلالات تنفسي و خواب و شب ادراري كودكان انجام شد و كودكان از نظر ساير لوزه‌ها بررسي شدند. بررسي آدنوئيد هايپرتروفي نيز با انجام گرافي نيم رخ گردن انجام شد.&lt;br&gt;آن‌هايي كه مبتلا به شب ادراري نيز بودند بعد از انجام آزمايش ادرار و رد عفونت ادراري، طي مصاحبه تلفني، يك ماه بعد و سه ماه بعد از نظر تغيير يا عدم تغيير در شب ادراري مورد پيگيري قرار گرفتند.&lt;br&gt;نتايج: مطالعه روي 100 كودك بستري 3 تا 12 ساله با ميانگين سني 7/68 سال انجام شد كه 49 نفر آن‌ها پسر و 51 نفر دختر بودند. از اين بين 9 نفر مبتلا به شب ادراري بودند كه 4 تا 12 ساله با ميانگين سني 8/88 سال و شامل 3 دختر و 6 پسر بودند. در پايان ماه اول، شب ادراري در 2 نفر از 9 نفر كاملاً درمان شد و در 3 نفر كاملاً بهبود يافته بودند 2 نفر بهبود نسبي داشتند و در 4 نفر هيچ بهبودي حاصل نشد.&lt;br&gt;نتيجه گيري: شيوع شب ادراري در مطالعه ما نسبت به ساير مطالعات، كمتر گزارش شد، اما بهبود شب ادراري به دنبال انجام آدنوتونسيلكتومي قابل توجه بود. عليرغم بيان وجود ارتباط بين آدنوتونسيلار هايپرتروفي و شب ادراري در ساير مطالعات، در مطالعه ما ارتباط بارزي ديده نشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>شب ادراري، آدنوتونسيلار هايپرتروفي، آدنوتونسيلكتومي.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>حانيه خراشادي زاده</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر حميدرضا تجري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر افسانه برقعي-  دكترمحمد حسين تازيكي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>433</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths433</thesis_code>
	<call_no>uni61ths433</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اپيدميولوژي در ماتوفيتوزيس در بيماران مراجعه كننده به درمانگاه پوست بيمارستان 5 آذر گرگان طي سال 1386</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>65</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=433&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>موضوع&lt;br&gt;بررسي اپيدميولوژي در ماتوفيتوزيس در بيماران مراجعه كننده به درمانگاه پوست بيمارستان 5 آذر گرگان طي سال 1386&lt;br&gt;هدف&lt;br&gt;بررسي اپيدميولوژي در ماتوفيتوزيس و عوامل مربوط به آن (شامل گونه درماتوفيت، محل درگيري، جنس، سن، شهري يا روستايي بودن افراد) در بيماران مراجعه كننده به درمانگاه پوست بيمارستان 5 آذر گرگان طي سال 1386&lt;br&gt;روش تحقيق&lt;br&gt;مطالعه از نوع توصيفي (Cross Sectinal) است. در اين مطالعه كليه بيماراني كه از فروردين 1386 تا فروردين 1387 به صورت سرپايي به كلينيك خصوصي يا درمانگاه پوست مراجعه كردند و با تكيه بر آزمايش ديد مستقيم ميكروسكوپي و كشت در آزمايشگاه قارچ و انگل شناسي تشخيص درماتوفيتور جهت آن‌ها مطرح شده، جزء جامعه مورد بررسي قرار داده و از نظر متغيرهاي ذكر شده در هدف بررسي كرديم (درماتوفيت‌ها در 3 گروه اصلي اپيدرموفيتون، تريكوفيتون و ميكروسپورم قرار دارند.)&lt;br&gt;نتايج&lt;br&gt;در اين مطالعه شايع‌ترين گونه درماتوفيت با فراواني 71/4 درصد اپيدرموفيتون فلوكوزوم و شايع‌ترين محل درگيري با 25/7 درصد ناحيه كشان ران بوده است. ميانگين سني مبتلايان به در ماتوفيتوزيس 31/52 سال برآورد شده است. نسبت زن به مرد طي بررسي ما 1/16:1 و نسبت ساكنان شهري به روستايي 1/59:1 به دست آمده است.&lt;br&gt;هدف كلي از انجام اين مطالعه دست‌يابي به آمار دقيق اپيدميولوژي منطقه به عنوان پيش زمينه انجام مطالعات و نيز تاثير آان بر نوع درمان مي‌باشد. هدف ديگر اين بررسي شناسايي سوش درماتوفيت در اين مقطع زماني با توجه به تغييرات دوره‌اي سوش‌هاي درماتوفيتي بوده است. همچنين با توجه به نزديكي روستاها به شهر در مناطق شمالي كشور و رطوبت بالا، با اين فرض كه عفونت قارچي در اين منطقه شيوع بالايي دارد، بر آن شديم كه مطالعه‌اي با هدف بررسي اپيدميولوژي درماتوفيتوزيس ترتيب دهيم.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>درماتوفيت، گونه درماتوفيت، محل درگيري، جنس، سن</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>سپيده حاجيان</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد دهقان</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذرهوش - افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>434</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths434</thesis_code>
	<call_no>uni61ths434</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>مقايسه ميزان آسيبهاي دنداني و اختلال عملكرد مفصل تمپورومنديبولار در بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروز و افراد سالم در شهرستان گرگان در ساال 87-86</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>53</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=434&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>سابقه و هدف: مولتيپل اسكلروزيس، يك بيماري التهابي دميلينيزان با علت ناشناخته است كه CNS را درگير مي‌كند و معمولاً به صورت اختلالات نورولوژيك عود كننده بروز مي‌كند. علائم MS بسيار متغير بوده و به محل ضايعات در CNS بستگي دارد. شايع‌ترين علائم عبارتند از:&lt;br&gt;ضعف اندام‌ها، هيپررفلكسي، عدم تعادل، ترمور، نيستاگموس، سرگيجه، نوريت اپتيك، اختلال حس عمقي، اسپاسم عضلات، بي اختياري ادرار و مدفوع و ...&lt;br&gt;در بيماران مبتلا به MS ، از بين رفتن هماهنگي بين عضلات و ضعف آن‌ها، ممكن است علاوه بر درگيري اندام‌ها عضلات صورت و جونده را نيز درگير كرده و منجر به كاهش توانايي بيمار در حفظ بهداشت دهان و دندان و بروز آسيب‌هاي دنداني و مفصل تمپور و منديبولار شود. امّا عليرغم اهميت، اين مسأله كمتر مورد توجه پزشكان و حتي متخصصين مغز و اعصاب قرار مي‌گيرد. بنابراين اين مطالعه، با هدف بررسي ميزان آسيب‌هاي دنداني و اختلال عملكرد مفصل تمپور و منديبولار در بيماران مبتلا به MS در مقايسه با افراد سالم انجام شد.&lt;br&gt;روش انجام: براي اجراي طرح، 40 بيمار مبتلا به MS و 40 فرد سالم، از نظر سن، جنس و وضعيت اجتماعي - اقتصادي همسان سازي شده و سپس از نظر وضعيت سلامت دهان و دندان و نيز اختلالات TMJ مورد بررسي قرار گرفتند.&lt;br&gt;نتايج: بر اساس نتايج، ميانگين دندان‌هاي پر شده و پوسيده در بيماران مبتلا به MS نسبت به گروه سالم به طور معناداري بالاتر بوده است (p-value&lt;0/05) ، اما ميانگين دندان‌هاي كشيده شده بين دو گروه مورد و شاهد اختلاف معناداري نداشت.&lt;br&gt;در بيماران مبتلا به MS، ميانگين دندان‌هاي پرشده به‌طور معناداري در جنس مونث بيش از مذكر بوده است (p-value&lt;0/05) و ضمناً با افزايش مدّت ابتلا به MS ميانگين دندان‌هاي پر شده افزايش مي‌يافت. اما ارتباط بين سن  تعداد دندان‌هاي پرشده وجود نداشت.&lt;br&gt;تعداد دندان‌هاي پوسيده و يا كشيده شده، ارتباطي با مدّت ابتلا به MS و يا سن و جنس بيمار نداشت. ضمناً اختلال عملكرد TMJ به‌طور معناداري در گروه بيماران مبتلا به MS نسبت به گروه سالم بيشتر بود (p-value&lt;0/001)، امّا شدّت اختلال TMJ در گروه بيماران ارتباطي به سن بيمار، جنس و يا مدت ابتلا به MS نداشت.&lt;br&gt;همچنين با افزايش EDSS، تعداد دندان‌هاي كشيده شده بيماران به‌طور معناداري افزايش مي‌يافت (p-value&lt;0/05) اما بر خلاف TMJ و افزايش EDSS يافت نشد.&lt;br&gt;نتيجه گيري: بر اساس نتايج اين مطالعه، ديده شد كه اختلال عملكرد TMJ و آسيب‌هاي دنداني در بيماران مبتلا به MS از نظر عملكرد TMJ و وضعيت سلامت دهان و دندان بررسي شدند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>مولتيپل اسكلروزيس، اختلال مفصل تمپورومنديبولار، آسيب‌هاي دنداني، MS، Dental caries، TMJD</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>سمانه پرورش</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر حميد عبادي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر حسين خسروي - افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>435</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths435</thesis_code>
	<call_no>uni61ths435</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي توزيع فراواني توزيع فراواني تيپهاي شخصيتي در بيماران مبتلا به سردرد ميگرني و تنشي مراجعه كننده به در مانگاه مغز و اعصاب و اعصاب وروان بيمارستان 5 آذر در سا 87-86</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>49</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=435&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>سابقه و هدف: سردرد يكي از شايع‌ترين شكايات انسان است كه علل متفاوتي دارد. شايع‌ترين انواع سردرد، سردردهاي تشنجي و ميگرني مي‌باشد. ميگرن به صورت سردرد ضربان دار دوره‌اي است كه مي‌تواند در يك‌طرف سر يا دو طرف ايجاد شود و اغلب با حالت تهوع، استفراغ و يا كاهش اشتها همراه است. فعاليت‌هاي فيزيكي، نورهاي درخشان و صداهاي بلند سردرد را بدتر مي‌كند. سردرد تنشي عنواني است كه جهت توصيف سردردهاي مزمن با علّت نامشخص به كار مي‌رود.&lt;br&gt;مشخصه آن حملات مكرر، اغلب روزانه، غير ضرباني، دو طرفه واقع در پس سر كه با تهوع و استفراغ يا اختلالات اوّليه بينايي همراه نيست. درد گاهي به صورت نواري كه سفت دور سر پيچيده شده توصيف مي‌شود. زنان بيشتر از مردان گرفتار مي‌شوند.&lt;br&gt;شخصيت به همه خصلت‌ها و ويژگي‌هايي اطلاق مي‌شود كه معرف رفتار يك شخص است، از جمله مي‌توان اين خصلت‌ها را شامل انديشه، احساسات، ادراك شخص از خود دانست. اصطلاح ويژگي شخصيتي به جنبه خاصي از كل شخصيت آدمي اطلاق مي‌شود. هدف از انجام اين مطالعه تعيين توزيع فراواني انواع تيپ‌هاي شخصيتي قرار گرفت.&lt;br&gt;نتايج: در پژوهش 160 نفر بيمار با سردرد به طور تصادفي انتخاب شدند، كه از اين 160 بيمار، 148 نفر (92/5%) مؤنث و 12 نفر (7/5%) مذكر بودند. كم‌ترين سن در اين مطالعه 18 سال و مسن‌ترين فرد 60 ساله بود. در اين پژوهش 2 نوع سردرد تنشي و ميگرني مورد بررسي قرار گرفت كه بيشترين 96 نفر (60%) از افراد سردرد تنشي و 64 نفر (40%) سردرد ميگرني داشتند.&lt;br&gt;در بيماران با سردرد ميگرني توزيع فراواني انواع تيپ‌هاي شخصيتي به صورت زير بود:&lt;br&gt;Sc=%0، Pt=%13/3، Pa=%20، Pd=%6/7، D=%48/9، Hy=%11/1  و در دو مقياس Hs و Ma هيچ بيماري نداشتيم.&lt;br&gt;با توجه به نتايج فوق مقايسه بين تيپ‌هاي شخصيتي در دو گروه سردرد p-value=0/43 بود كه نشان دهنده اين موضوع مي‌باشد كه ارتباط معناداري بين نوع سردرد و نوع تيپ شخصيتي وجود ندارد.&lt;br&gt;در افراد با سردرد تشنجي اغلب بيماران سطح تحصيلات زير ديپلم داشته‌اند و در افراد با سردرد ميگرني اغلب بيماران سطح تحصيلات ديپلم و بالاتر داشته‌اند.&lt;br&gt;نتيجه گيري: با توجه به مطالعه انجام شده و مقايسه آن با ساير مطالعات نتيجه گيري كرديم كه افسردگي، اضطراب و استرس‌ها تأثير زيادي در ايجاد و تشديد هر دو نوع سردرد دارند و نيز برخي از تيپ‌هاي شخصيتي نسبت به ساير تيپ‌ها تأثير گذارترند. بنابراين يافتن علل زمينه ساز سردرد در بيماران مراجعه كننده و سعي در برطرف كردن آن‌ها مي‌تواند در كاهش شدّت و تكرار سردرد به بيماران كمك كرد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>سردرد، پرسشنامه  MMPI</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>آزاده رمضان نژاد</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر صادق علي تازيكي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر داود فتحي -مهندس ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>436</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths436</thesis_code>
	<call_no>uni61ths436</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي باليني حملات گذراي ايسكمي مغزي مكرر و فزاينده و تحت درمان با هپارين در بخش اورژانس اعصاب بيمارستان قائم در سال 87-1386</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>59</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=436&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : حملات گذراي ايسكمي مغزي از نظر پاتوژنز و پاتوفيزيولوژي و پيشگيري و درمان تفاوتي با سكته ايسكميك مغزي ندارند. تكرار نزديك هم اين حملات نشانه سكته مغزي قريب الوقوع مي باشد و يك اورژانس نورولوژي محسوب مي شود. در اين موارد بيمار بستري و تحت درمان هپارين قرار مي گيرد. با اين وجود بسياري از بيماران دچار اين حملات مكرر دچار سكته مغزي مي شوند. از آنجا كه سكته مغزي سومين علت مهم مرگ ومير مي باشد، توجه به اين حملات اهميت زيادي دارد.  هدف از اين مطالعه تعيين وضعيت باليني بيماران دچار حملات گذراي ايسكمي مغزي مكرر قبل و بعد از درمان با داروهاي ضد انعقاد وريدي است.   روش كار : بيماران مراجعه كننده به اورژانس اعصاب كه دچار حملات مكرر ايسكمي گذراي مغزي بوده و مدت حداقل سه روز تحت درمان با 24000واحد هپارين وريدي به صورت 1000 واحد در ساعت قرار گرفته انتخاب و پرسشنامه تكميل مي شد.   نتايج : در مجموع 62 بيمار بررسي شدند، 25 نفر مونث و 37 نفر مذكر بودند. متوسط سن بيماران 61 سال بود. شايعترين علامت در هر دو جنس همي پارزي بود. در اين مطالعه 17/7 درصد بيماران دچار انفاركت ايسكميك مغزي در توموگرافي كامپيوتري بودند. بين جنسيت و بروز انفاركت ارتباط معناداري نبود. بين سن و بروز انفاركت ارتباط معناداري پيدا نشد. آفازي به طور معناداري در مونث بيشتر بود. همي هيپوستزي به طور معناداري در مذكر بيشتر بود. علائم حمله گذراي ايسكمي مغزي در 80 درصد بيماران پس از درمان كاهش داشت.   نتيجه گيري : وضعيت باليني بيماران دچار حملات گذراي ايسكمي مغزي پس از درمان با هپارين در بسياري از بيماران  بهبود مي يابد هر چند درصد اندكي از بيماران پس از درمان دچار انفاركتهاي خفيف هستند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : ايسكمي گذراي مغزي، سكته مغزي ، هپارين.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مريم يزداني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر كاويان قندهاري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر حبيب الله اسماعيلي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>437</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths437</thesis_code>
	<call_no>uni61ths437</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>تعيين ميزان فراواني سپسيس و عوارض آن در بيماران بستري در بخش عفوني مركز آموزشي درماني 5 آذر گرگان در سال 86</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>66</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=437&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>زمينه و هدف:&lt;br&gt;سپسيس يك وضعيت باليني است كه درآن شواهد عفونت و پاسخ سيستميك به آن وجود دارد. ميزان بروز سپسيس در دنيا رو به افزايش است و با مورتاليتي بالايي همراه مي‌باشد.&lt;br&gt;اين مطالعه به منظور بررسي فراواني و عوارض و پيامدهاي سپسيس در بيماران بستري در بخش عفوني مركز آموزشي درماني پنج آذر گرگان طي سال 86 انجام شده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها:&lt;br&gt;اين مطالعه، مطالعه‌اي توصيفي است و در آن 84 بيمار مورد بررسي قرار گرفته‌اند.&lt;br&gt;نتايج:&lt;br&gt;در سال 86، 971 بيمار در بخش عفوني اين بيمارستان بستري شدند كه 84 نفر آن‌ها مبتلا به سپسيس بودند. 34/5% بيماران ما زن و 65/5% مرد بودند و ميانگين سني مبتلايان به سپسيس 60/4 سال بود (جوان‌ترين بيمار 18 ساله و مسن‌ترين بيمار 100 ساله بود) و بيشترين فراواني دو گروه سني 80-70 ساله، با تعداد 22 نفر (26/2%) ديده شد. 48/8%  بيماران شهري و 51/25 روستايي بودند. اكثريت بيماران را قوميت فارس تشكيل مي‌داد. شايع‌ترين شكايت اصلي بيماران شامل، تب 39 نفر (64/4%)، ضعف و بيماري 18 نفر (21/4%)، استفراغ 13 نفر (15/5%)، اسهال 13 نفر (15/5%) علايم تنفسي 21 نفر (25%)، علايم ادراري 5 نفر (6%)، كاهش سطح هوشياري 18 نفر (21/4%)، درد شكمي 7 نفر (8/4%)، زخم پوستي 3 نفر (3/6%) بود.&lt;br&gt;از مجموع 84 بيمار 63 بيمار داراي بيماري زمينه‌اي بودند كه، توزيع آن به صورت زير است:&lt;br&gt;ديابت شيرين 11 نفر (13/1%)، افزايش فشار خون 18 نفر (21/4%)، بيماري ايسكميك قلبي 9 نفر (10/7%)، حوادث عروقي مغز 5 نفر (6%)، بيماري تنفسي 4 نفر (4/8%)، هيپرليپيدمي 2 نفر (2/4%)، بيماري كليوي 4 نفر (4/8%)، سرطان 1 نفر (1/2%)، بيماري پوستي 3 نفر (3/6%).&lt;br&gt;توزيع بيماران بر اساس محل احتمالي عفونت به اين صورت بوده است: دستگاه ادراري 33/3%، دستگاه گوارشي 14/3%، دستگاه تنفسي 20/2%، پوست 9% و در 14/3% منبع عفونت شناخته نشد.&lt;br&gt;در مطالعه ما 60 بيمار (%71/4) بهبودي يافته و مرخص شدند و 24 بيمار (28/6%) فوت كردند. در مطالعه‌ي ما 3 بيمار (3/6%) كشت خون مثبت داشتند كه شامل باكتري‌هاي گرم مثبت بودند.&lt;br&gt;10  بيمار (11/9%) كشت ادرار مثبت داشتند كه 8 مورد آن ايكولاي بودند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>سپسيس، اپيدميولوژي، فراواني</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>نازنين غفوري ماهفروزي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر بهناز خدابخشي</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>438</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths438</thesis_code>
	<call_no>uni61ths438</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي فراواني TST مثبت در كودكان 6-1 ساله شهر همدان كه در بدو تولد واكسن BCG دريافت كرده اند</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>55</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=438&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : با توجه به سرعت افزايش ساليانه ميزان بروز سل در جهان و عنايت به اين مطلب كه تنها يافته مثبت در اغلب موارد عفونت سلي TST مثبت است و از طرفي واكسن BCG كه در كشور ما طبق برنامه واكسيناسيون كشوري بصورت روتين در بدو تولد تزريق مي شود قادر به ايجاد پاسخ مثبت TST مي باشد وباعث مي شود بسياري از پزشكان نتايج مثبت TST را ناشي از تزريق BCG دانسته ، لذا تعدادي از كودكان مبتلا به عفونت نهفته بدون درمان رها ميشوند. در حالي كه بسياري از مطالعات نشان مي دهد TST مثبت ناشي از تزريق واكسن در بدو تولد فقط 3-2 سال باقي مي ماند . لذا بر آن شديم با بررسي اندازه اندوراسيون TSTكودكاني كه بدو تولد واكسينه شده اند مشخص نماييم واكنش مثبت TST در چه صورت ناشي از طريق BCG و در چه صورت ناشي از ITBI بوده و درمان آن لازم است.    مواد و روشها : در يك مطالعه Cross sectional ، 564 كودك 1 تا 6 ساله كه در بدو تولد واكسن BCG دريافت كرده بودند و شرايط ورود به مطالعه را داشتند مورد بررسي قرار گرفتند. براي هر كودك مشخصات مربوط به سن و جنس اسكار وايندرواسيون وارد چك ليست شده سپس تست مانتو براي هر كودك به وسيله تكنسين ها به اين صورت كه پوست سطح قدامي ساعد در فاصله يك سوم فوقاني و دو سوم تحتاني به آرامي نگه داشته و سوزن با شيب مختصر به داخل پوست فرو برده شده و به ميزان يك دهم ميلي ليتر از مايع TST در محل تزريق شد به طوري كه برجستگي كمرنگ با حاشيه مشخص به اندازه 5 تا8 ميلي متر داخل پوست مشاهده شود ، انجام شد و نتيجه آن 72-48 ساعت بعد توسط پزشك محترم مركز خوانده شده و اندازه سفتي (اندوراسيون) در محل افقي بازو عمود بر محور ساعد بر حسب ميلي متر گرديده است. سپس داده ها توسط نرم افزار آماري SPSS ويرايش چهاردهم مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت . يافته ها : در مطالعه ما از مجموع 564 كودك 6-1 سال ، 9 كودك (1/6%) قطر اندوراسيون تست پوستي توبركولين 15-10 ميلي متر و 8 كودك (1/4%) قطر اندوراسيون بيشتر يا مساوي 15 ميلي متر داشتند. كه از بين آنها 10 كودك زير 4 سال قطر اندوراسيون 10mm&lt;و2 كودكبالاي 4 سال قطر اندوراسيون 15mm داشتند. بيشترين ميزان موارد مثبت TST در كودكان 1 تا 2 ساله ديده شد. واكنش توبركولين در كودكان تحت مطالعه از نظر جنسي تفاوت معني داري نداشت و ميزان ايندراسيوم با افزايش سن به طور معني داري كاهش مي يابد.   نتيجه گيري : نتايج حاكي از وجود همبستگي بين ميانگين قطر ايندراسيون با سن كودكان مورد بررسي بود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : Tuberculin Skin Test, Bucillus -Colmette -Guerin -Iatent Tuberculpsis Infection</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مرضيه اصدق - مينا نيكبخت</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر ايرج صديقي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس خسروماني كاشاني</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>439</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths439</thesis_code>
	<call_no>uni61ths439</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي علائم باليني و يافته هاي آزمايشگاهي و سونوگرافيك در شيرخواران و كودكان مبتلا به عفونت اداراي بسترس در بيمارستان طالقاني گرگان از فرودين 1386تا پايان اسفند 1386</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>44</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=439&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>عفونت ادراري شايع‌ترين بيماري دستگاه ادراري تناسلي و دوّمين عفونت باكتريال شايع كودكان مي‌باشد. عفونت ادراري در 3 تا %5 دخترها و 15 پسرها ديده مي‌شوند. در دختران اوّلين UTL معمولاً در سنين قبل از 5 سال رخ مي‌دهد كه پيك آن در شيرخوارگي  زمان Toilet traning است. وجود 3 بار يا بيشتر UTL در طي يك سال احتمال وجودVUR ، مثانه نوروژنيك UPjO و سنگ در مجاري ادراري را مطرح مي‌كند. اين بيماران نياز به پروفيلاكسي خواهند داشت.&lt;br&gt;در مطالعه‌اي كه توسط ياداو انجام شد، عود عفونت ادراري در 45% دختران و 14% پسران مشاهده شد. در مطالعه‌اي كه توسط پسران (64/3% در برابر 35/7%) بوده و شايع‌ترين ارگانيسم پاتوژن اشرشياكولي (61/1%) بود. بدون ارگانيسم شامل آميكاسين، جنتامايسين و ناليديكسيك اسيد بودند.&lt;br&gt;روش اجرا: مطالعه كنوني، مطالعه‌اي توصيفي است. جامعه مورد مطالعه تمام شيرخواران و كودكاني بودند كه به علت عفونت ادراري در سال 1386 در بيمارستان طالقاني گرگان بستري شدند. براي جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه ضميمه استفاده شد. متغيرهاي مطالعه شامل: سن، جنس، علائم باليني، يافته‌هاي آزمايشگاهي، يافته‌هاي سونوگرافيك، حساسيت و مقاومت آنتي بيوتيكي مي‌باشد. در مجموع 50 كودك و شيرخوار مبتلا به عفونت ادراري كه در سال 1386 در بيمارستان طالقاني گرگان بستري شدند، وارد مطالعه شدند. هدف از انجام مطالعه، شناسايي آنتي بيوتيك‌هاي موثر و تعيين ريسك فاكتورهاي شايع مي‌باشد.&lt;br&gt;نتايج: از 50 بيمار مورد مطالعه، 14% بيماران را پسر و 86% را دختر تشكيل مي‌دادند. 42% بيماران در محدوده سني 5-1 سال قرار داشتند. 57% پسران ختنه نشده بودند. در اين مطالعه 72% بيماران اولين عفونت ادراري را تجزيه كرد، 28% بيماران عفونت ادراري داشتند. شايع‌ترين ارگانيسم ايجاد كننده عفونت ادراري E.Coli و شايع‌ترين علائم باليني به ترتيب تب، علائم تحريك ادراري، كاهش تغذيه، تغيير رنگ و بوي ادراري و درد شكم مي‌باشد. 85% پسران مبتلا به عفونت ادراري يافته‌هاي سونوگرافيك غير نرمال داشتند كه شايع‌ترين يافت هاي غير نرمال سونوگرافيك عبارتند از بزرگي يك طرفه كليه، پري سيستم پيلوكاليس و عدم وجود كليه در محل آناتوميك. در دختران در 32/5% يافته‌هاي سونوگرافيك غير نرمال وجود داشت كه شايع‌ترين ان هيدرونفروز، سنگ كليه و هيدرويورتر بود. 82/9% نمونه‌ها به آموكسي سيلين و 74% به آمپي‌سيلين و كوتري موكسازول مقاوم يا نسبتاً مقاوم بودند. شايع‌ترين يافته آزمايشگاهي پيوري، باكتريوري، كشت ادرار مثبت و لكوسيتوز مي‌باشد.&lt;br&gt;بحث: اغلب مبتلايان به عفونت ادراري، بيش از يك ريسك فاكتور دارند و يبوست يكي از شايع‌ترين ريسك فاكتورها مي‌باشد. اغلب مبتلايان، يافته‌هاي سونوگرافيك غير نرمال دارند و اين احتمال يك اختلال زمينه‌اي را مطرح مي‌كند. آموكسي سيلين، آمپي‌سيلين و كوتري موكسازول جهت درمان مناسب نمي‌باشند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>عفونت ادراري در كودكان، عفونت ادراري مجدد، اشرشياكولي، آنومالي اوروژنيتال، سونوگرافي، يافته‌هاي آزمايشگاهي، علائم باليني، ريفلاكس مث</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>الناز باقرزادگان</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر فاطمه چراغعلي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>440</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths440</thesis_code>
	<call_no>uni61ths440</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي شيوع عفونت هاي بيمارستاني در بخش هاي مختلف مركز اموزشي درماني 5 آذر گرگان در سال 1386</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>59</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=440&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>زمينه و هدف: عفونت‌هاي بيمارستاني به دليل شيوع جهاني بالا و در بر داشتن عوارض از جمله افزايش خطر مرگ و مير بار اقتصادي در تمام كشورها داراي اهميت مي‌باشد. اثر نهايي عفونت‌هاي بيمارستاني، ناتواني در عملكرد بيمار، تشديد تنش‌هاي روحي، افزايش مدّت بستري، افزايش نياز به داروها، تست‌ها و روش‌هاي آزمايشگاهي ساير اقدامات تشخيصي و در نهايت تخصيص منابع مالي بيشتر مي‌باشد. تمامي اين عفونت بالقوه قابل پيشگيريند و در صورت شناخت عوامل ايجاد كننده اين‌ها راه حل سريع‌تر و درمان مناسب‌تري قابل ارايه خواهد بود. مطالعه حاضر با هدف بررسي شيوع عفونت‌هاي بيمارستاني و برخي عوامل مرتبط با آن در بيمارستان 5 آذر گرگان انجام شد.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: اين مطالعه توصيفي- تحليلي مقطعي بر روي كليه بيماران بستري در بخش‌هاي مختلف مركز آموزشي - درماني گرگان در طي زمان انجام طرح كه عفونت بيمارستاني بر اساس وجود تب 48 تا 72 ساعت بعد از بستري براي آن‌ها مطرح مي‌شده انجام گرديده است. اطلاعات مورد نياز اين بيماران ثبت و از پرونده پزشكي آن‌ها به شيوع كلي در مركز آموزشي درماني 5 آذر گرگان 4/7 در هزار برآورد شد. بيشترين فراواني عفونت‌هاي بيمارستاني در بخش ICU و پس از آن در بخش جراحي مغز و اعصاب بوده است. 47 بيمار در طي 6 ماهه انجام مطالعه با عنوان عفونت بيمارستاني شناسايي شدند كه سن متوسط آن‌ها 49/62 و متوسط مدّت بستري آن‌ها 15/5 روز بوده است. در سنين زير 20 سال عفونت‌هاي بافت‌هاي سطحي و عمقي و در تمامي رده‌هاي سني پنوموني و در سنين 30 تا 65 سال عفونت‌هاي ادراري شايع‌تر بوده‌اند و سپسيس در دو انتهاي طيف سني شيوع بالايي داشته است. سن با نوع عفونت بيمارستاني ارتباط معناداري ندارد (p-value&gt;0/05) سطح معناداري 95/0%.5  نوع ارگانيسم مسوول انواع عفونت‌هاي بيمارستاني بودند. بيش از همه باسيل‌هاي گرم منفي و بعد كوكسي گرم مثبت و ديپلوكك گرم مثبت. طول مدّت بستري با نوع مدّت بستري با  نوع عفونت بيمارستاني و سن بيماران ارتباط معنادار آماري نداشته است.&lt;br&gt;نتيجه‌گيري: اين مطالعه نشان داد كه شيوع عفونت‌هاي بيمارستاني در جمعيت مورد مطالعه بسيار پايين است. بيماران با عفونت بيمارستاني فارغ از نوع آن انتظار مي‌رود به طور متوسط 15 روز بستري باشند و در تمامي سنين به پنوموني و پس از سنين نوجواني عفونت‌هاي ادراري و در دو انتهاي طيف سني به سپسيس بايستي توجه خاص داشت. و در بيماران با اعمال جراحي عفونت‌هاي بافت‌هاي سطحي و عمقي از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>عفونت  بيمارستاني، شيوع، باسيل گرم منفي، مدّت بستري.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>تكتم صادقي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر بهناز خدابخشي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>441</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths441</thesis_code>
	<call_no>uni61ths441</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>الگوي فشار خون و نبض در نوجوانان 14 تا 18 ساله دبيرستانهاي پسرانه شهر ياسوج فروردين 87</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>70</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=441&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : فشار خون حاصل برون ده قلب و مقاومت عروق محيطي است. افزايش در برون ده قلب يا مقاومتمحيطي باعث افزايش فشار خون مي شود.هيپرتانسيون اوليه يا ثانويه باسد. هيپرتانسيون اوليه مي تواند به علل متعددي از جمله ارث، تغذيه ، چاقي ايجاد شود. هيپرتانسيون ناشي از يك روند بيماري زايي ديگر است. فشار خون با افزايش سن تدريجاً افزايش مي يابد ، بنابراين براي تعيين فشار خون به نورموگرام استاندارد نياز است و در مطالعات مختلف مشخص گرديده است. فشار خون كودكان در ارتباط با نژاد، قد و منطقه جغرافيايي مي باشد. در اين مطالعه الگوي فشارخون و نبض در نوجوانان 14 تا18 ساله دبيرستانهاي پسرانه شهر ياسوج در فروردين 87 مورد بررسي قرار گرفته است.  مواد و روش كار : اين مطالعه بر روي 656 دانش آموز پسر دبيرستانهاي پسرانه شهر ياسوج كه به صورت تصادفي از بين هم دوره هاي خود انتخاب شده بودند انجام شد. پس از كسب مجوزهاي لازم آموزش و پرورش شهر ياسوج با مراجعه مستقيم به مدارس ، اطلاعات مورد نياز شامل سن ، جنس، قوميت براساس پرسشنامه اي كه براي اين منظور تهيه شده بود جمع آوري شد و فشار خون و ضربان قلب آنها مورد بررسي قرار گرفت . اطلاعات جمع آوري شده با نرم افزار آماري SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و براي شاخصهاي بدست آمده ميانگين صدك هاي 5،50،95درصد با حدود 95 درصد محاسبه شده است.   يافته ها : در اين مطالعه 656 دانش آموز ، كه 96 درصد آنها قوميت لر بودند ، از نظر فشار خون و ضربان قلب مورد بررسي قرار گرفتند. مقايسه صدكهاي فشارخون سيستوليك و دياستوليك در تمام سنسن مورد بررسي با صدكهاي مشابه ارائه شده توسط آكادمي اطفال آمريكا حاكي از كمتر بودن فشارخون سيستول و دياستول در افراد مورد مطالعه مي باشد. بين ميزان ضربان قلب دانش آموزان مورد مطالعه با ميزان قلب ارائه شده توسط آكادمي اطفال آمريكا اختلاف معني داري وجود نداشت .   بحث و نتيجه گيري : نمودا ر به دست آمده از جامعه مورد مطالعه نشان مي دهد كه در هر منطقه جغرافيايي بايد از نرموگرام طبيعي فشارخون در آن منطقه استفاده كرد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa></keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>محمدرضا قاسم پور</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر حميدرضا غفاريان شيرازي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>محسن نغماچي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>442</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths442</thesis_code>
	<call_no>uni61ths442</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي سطح سرمي هورمون هاي تيروئيد پرولاكتين گنادوتروپين ها ( LH,FSH ) در بيماران مراجعه كننده به درمانگاه تخصصي و مطب هاي خصوصوي شهر گرگان با اختلالات قاعدگي</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>91</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=442&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف:&lt;br&gt;اختلالات قاعدگي (اعم از افزايش طول مدّت قاعدگي و كاهش طول مدّت آن و افزايش يا كاهش حجم خون‌ريزي) مي‌توانند در اثر اختلال در هورمون‌هاي تيروئيدي، هورمون‌هاي گنادوتروپين (LH,FSH) و نيز برخي ماركرهاي ديگر مانند PRL به وجود آيند. بنابراين اخذ شرح حال دقيق و معاينه فيزيكي و انجام بررسي‌هاي آزمايشگاهي در بررسي علل اين اختلالات قاعدگي كمك كننده مي‌باشند.&lt;br&gt;هدف از انجام اين مطالعه بررسي سطح سرمي سطح هورمون‌هاي تيروئيد، پرولاكتين و گنادوتروپين‌ها (LH,FSH) و تستوسترون در بيماران مراجعه كننده به درمانگاه تخصصي و مطب‌هاي خصوصي شهر گرگان با اختلالات قاعدگي مي‌باشد.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها:&lt;br&gt;اين مطالعه توصيفي مقطعي در كليه مراجعين به مطب‌هاي خصوصي متخصصين زنان و زايمان با اختلالات قاعدگي كه از ابتداي فروردين سال 1386 با پايان مرداد 87 به درمانگاه‌هاي تخصصي و مطب‌هاي خصوصي شهر گرگان مراجعه كردند، پس از رد اختلالات ساختماني، ترجيحاً در روز سوم قاعدگي نمونه خون جهت اندازه‌گيري پس از رد اختلالات ساختماني، ترجيحاً در روز سوم قاعدگي نمونه خون جهت اندازه گيري سرمي تستوسترون و LH,FSH/PRL/T4/T3/FSH گرفته شد.&lt;br&gt;پس از جمع آوري و كد بندي داده‌ها و ورود به رايانه با نرم افزارSpss-15، ارتباط بين متغيرها با آزمون آماري كاي دو بررسي شد. شاخص‌هاي مركزي و پراكندگي گزارش شده در جداول و نمودارهاي متناسب جهت گزارش نتايج استفاده شد.&lt;br&gt;نتايج:&lt;br&gt;در اين مطالعه كه روي 126 خانم مبتلا به اختلالات قاعدگي انجام شد، محدوده سني افراد بين 12 تا 52 سال بود. ميانگين سني افراد مورد بررسي 8/10±29/02 بود. بيشترين افراد مبتلا به بيماري اختلالات قاعدگي در گروه سني 20 تا 30 سال قرار داشتند. بيشترين اختلال قاعدگي مشاهده شده اوليگو منوره و پلي منوره بوده و آمنوره و منوراژي كم‌ترين مبتلايان را تشكيل مي‌دادند. حدود 45 درصد از زنان دچار اختلال قاعدگي سطح T3 غير طبيعي (هيپو يا هيپر) داشتند با افزايش سن ميزان T3 غير طبيعي نشان داد ولي از نظر آماري، اين تفاوت معنادار نبود(p-value&gt;0/05) . سطح سرمي پرولاكتين سرم در گروه‌هاي سني مختلف با يكديگر تفاوت آماري معناداري داشت(p-value&lt;0/05) . سطح پرولاكتين طبيعي در افراد دچار اختلال قاعدگي بر حسب BMI اختلاف معناداري نشان داد(p-value&lt;0/05). امّا ساير متغيرها بر اساس BMI اختلاف نداشتند. سطح T3 نيز در دو گروه متأهل و مجرد اختلاف معناداري نشان داد(p-value&lt;0/05).&lt;br&gt;نتيجه گيري:&lt;br&gt;در مجموع از نتايج اين مطالعه مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه بهتر است در زنان مبتلا به انواع اختلالات قاعدگي كه به كلينيك زنان مراجعه مي‌نمايند پس از رد اختلالات ساختماني اوّلين قدم بررسي آزمايشگاهي، بررسي سطح سرمي هورمون‌هاي تيروئيدي و درمان مشكلات هورموني گزارش شده باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa></keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>فرناز ثمره محمديان</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر سپيده   بخشنده نصرت</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر عزت الله قائمي -افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>443</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths443</thesis_code>
	<call_no>uni61ths443</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي مقايسه اي سطح سرمي آنزيم لاكتاك دهيدروژناز ( LDH ) هموسيستئين، هموگلوبين وپلاكت  ( Plt ) در زنان باردار مبتلا به پره اكلامپسي و زنان باردار سالم</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>71</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=443&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه:&lt;br&gt;پره اكلامپسي شرايط ويژه‌اي است كه تنها در بارداري انسان رخ مي‌دهد و با هيپرتانسيون و پروتئينوري پس از هفته 20 حاملگي تظاهر مي‌كند. ماركرهاي مختلفي براي شناسايي زودرس پره اكلامپسي تعريف شده است. در اين مطالعه هدف بررسي برخي ماركرهاي خوني در افراد پره اكلامپسي و مقايسه آن با زنان نرموتانسيو بود.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها:&lt;br&gt;اين مطالعه مورد- شاهدي بر روي 50 بيمار مبتلا به پره اكلامپسي بستري شده در بيمارستان دزياني گرگان و 50 زن باردار سالم مراجعه كننده به اين مركز انجام شد. معيار تشخيص پره اكلامپسي فشار خون بيشتر يا مساوي 140/90 ميلي متر جيوه و پروتئينوري بيشتر يا مساوي 300 ميلي‌گرم در 24 ساعت در سه ماهه سوّم حاملگي بود. ابتدا پرسشنامه‌اي تهيه شد كه شامل متغيرهاي فردي و نيز جواب آزمايشات هموگلبين، پلاكت،LDH ، هموستئين و كراتينين بود. اطلاعات به دست آمده پس از كد بندي با نرم افزار آماري SPSS 14 وارد رايانه شد. از آزمون‌هاي آماري كاي دو يا t-student براي ارزيابي ارتباط بين متغيرها استفاده شد.&lt;br&gt;يافته‌ها:&lt;br&gt;دو گروه از نظر متغيرهاي فردي مانند گراويد و تعداد سقط اختلافي نداشتند. اختلاف درآمد خانوار بين دو گروه از نظر آماري معنادار بود(p-value&lt;0/01).  در گروه زنان پره‌اكلامپتيك اكثر افراد داراي سطح درآمد متوسط بودند اما در گروه سالم اكثر افراد سطح درآمد پايين بودند. با افزايش BMI تعداد افراد در گروه پره‌اكلامپتيك افزايش مي‌يافت، به طوري كه 74% افراد داراي BMI&gt;30 در اين گروه قرار داشتند. اين اختلاف بين دو گروه از نظر آماري معنادار بود (p-value&lt;0/01). سطح هموسيستئين بالاتر از نرمال تنها در 5 مورد از افراد دچار پره اكلامپسي مشاهده شد و اختلاف دو گروه از نظر آماري معنادار بود (p-value&lt;0/001). اختلاف معناداري از نظر سطح LDL,Hb و پلاكت در بين دو گروه ديده نشد.&lt;br&gt;نتيجه گيري:&lt;br&gt;در مطالعه حاضر از نظر متغيرهاي فردي (درآمد و BMI) و از نظر ماركرها (هموسيستئين) بين دو گروه اختلاف معناداري وجود داشت. نتايج به دست آمده در برخي موارد با ساير مطالعات هم‌خواني نداشت و در برخي موارد مشابه نتايج ديگران بود. شايد با حجم نمونه‌اي بيشتر و با طراحي مطالعه‌اي به صورت آينده نگر بتوان به نتايج بهتري در اين خصوص دست يافت.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>پره اكلامپسي، هموسيستئين، LDH، هموگلبين، پلاكت</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مژگان صداقتي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر سپيده   بخشنده نصرت</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذرهوش - افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>445</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths445</thesis_code>
	<call_no>uni61ths445</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي رفتارهاي اضطرابي و جستجوگري در فرزندان نسل اول موش هاي سوري معتاد به مورفين</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>62</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=445&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : مطالعات قبلي در مورد مصرف مورفين بر روي موش نشان داده است كه مورفين سبب بروز تغييرات آناتوميك و فيزيولوژيك در نوزادان موشهاي معتاد مي گردد. بنابراين ضروري به نظر مي رسيد كه درمورد اثرات مورفين روي رفتار فرزندان والدين معتاد مطالعه بيشتري صورت گيرد.   روش كار : رفتارهاي اضطرابي و جستجوگري فرزندان نسل اول موش ها ي معتاد به مورفين به وسيله آزمون هاي مازصليبي مرتفع وماز فضاي باز بررسي شدند . در اين تحقيق فرزندان در چهار گروه والدين (پدر معتاد -مادرمعتاد، پدر معتاد - مادر سالم ، پدر سالم مادر معتاد و پدر سالم -مادر سالم ) مورد مطالعه قرار گرفتند.   نتايج : آزمون ماز صليبي نشان داد كه فرزندان نر و ماده ، با پدر و مادر معتاد جهت كاهش اضطراب خود زمان كمتري را در بازوي باز مي گذرانند. ولي فرزندان ماده پدران معتاد، نسبت به گروه كنترل زمان كمتري را در بازوي بسته سپري مي كردند. در آزمون ماز فضاي باز نيز مشخص شد كه فرزندان نر پدر و مادر معتاد در مقايسه با گروه كنترل زمان بيشتري را صرف شستشو مي كنند. از مادران معناد فرزندان ماده اي متولد شدند كه دفعات بيشتري صرف ايستادن كردند، اما همين فرزندان زمان كمتري صرف شستشو نمودند. همچنين فرزندان ماده پدران معتاد نيز در مقايسه با گروه كنترل مدت بيشتري را صرف شستشو مي كردند.    بحث و نتيجه گيري : آن چه در تحقيق حاضر بيشتر مد نظر بوده است، بررسي احتمال تاثير گذاري والدين مذكر وابسته به مورفين بر رفتار فرزندان نسل اول آن ها مي باشد. در نتايج هر دو آزمون آشكار شد كه تغييرات وسيع رفتاري در فرزندان نر و ماده اي كه هر دو والد آن ها معتاد بوده اند در مقايسه با ساير گروه ها ديده مي شود. اما آن چه بيشتر خود نمايي مي كند اين است كه فرزندان ماده پدران معتاد واكنش هاي جستجو گري بيشتر و اضطرابي كمتري را بروز دادند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : اعتياد ، مورفين ، رفتار ، جستجوگري، اضطرابي</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>فرزاد اكبرزاده - سمانه جلالياني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر عليرضا محموديان - محمد طاهر بروشكي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر علي مقيمي - حبيب الله اسماعيلي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
</theses_set>