<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<theses_set>
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>468</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths468</thesis_code>
	<call_no>uni61ths468</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اثر دگزامتازون در كاهش سردرد متعاقب بيهوشي اسپاينال در بيماران سزاريني مركز آموزشي درماني دزياني شهر گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>30</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=468&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: در بيماراني كه سزارين مي‌شوند، بي‌حسي نخاعي در 1 تا 15 درصد موارد باعث سردرد مي‌شود.&lt;br&gt;روش‌ها و مواد زيادي، براي كاهش سردرد پس از بي‌حسي نخاعي استفاده شده كه نتايج گوناگون داشته‌اند.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: ما اثر پيش درماني با 0/2 mg/kg دگزامتازون را پيش از بي‌حسي نخاعي براي كاهش سر درد مقايسه كرديم. 100 بيمار بالغ كه تحت جراحي سزارين قرار مي‌گرفتند بطور تصادفي در دو گروه 50 نفره تقسيم شدند. گروه اوّل نرمال سالين گرفتند و گروه دوّم 0/2 mg/kg دگزامتازون. سردرد مقياس چهار قسمتي داشت كه شامل صفر: بدون درد، 1و2و3: درد خفيف، 4و5و6و7: درد متوسط، 8و9و10: درد شديد، كه پس از سزارين ارزيابي شد.&lt;br&gt;يافته‌ها: در گروه اول 42 بيمار بدون درد (84%) و در گروه دوم 47 بيمار بدون درد (94%) بودند كه اين رابطه از لحاظ آماري معنادار نبود. (p_value&gt;0/05).&lt;br&gt;نتيجه گيري: پيش درماني با دگزامتازون از سردرد در ارتباط با بي حسي نخاعي در بيماران سزاريني جلوگيري نمي‌كند. بنابراين ما پيش درماني با دگزامتازون را توصيه نمي‌كنيم.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>سردرد، دگزامتازون، مدت بستري، هزينه</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مهدي غفاري</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر اراز بردي قورچايي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر الهام كاشاني</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>469</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths469</thesis_code>
	<call_no>uni61ths469</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي يافته هاي NCV در ميتلايان به بتا تالاسمي ماژور مراجعه كننده به مركز آموزشي درماني طالقاني در سال 1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>39</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=469&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: تالاسمي يك بيماري ارثي است كه با كاهش يا فقدان ساخت زنجيره بتاگلوبولين شناخته مي‌شود. مطالعات اندكي در مورد تأثير تالاسمي و درمان آن بر روي اعصاب محيطي انجام شده است. هدف اين مطالعه ارزيابي شيوع نوروپاتي محيطي بر اساس يافته‌هاي NCS در بيماران تالاسمي مي‌باشد.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: ما در اين مطالعه 60 بيمار مبتلا به تالاسمي را از نظر كلينيكي و الكتروفيزيولوژي بررسي كرديم. تست‌هاي نوروفيزيولوژيك شامل نوروگراف اعصاب پرونئال، سورال، مدين حسي- حركتي، اولنار حسي- حركتي در اندام فوقاني و تحتاني راست بوده است. اطلاعات دموگرافيك، مقادير كلسيم، فريتين و هماتوكريت بيماران از پرونده‌هاي موجود استخراج شد.&lt;br&gt;يافته‌ها: اختلال NCS در 11 بيمار (18/3 درصد) مشاهده شد. 3 بيمار (5 درصد) نوروپاتي حركتي، 2 بيمار (3/3 درصد) نوروپاتي حسي داشته و 6 بيمار (10 درصد) از نوروپاتي حسي- حركتي رنج مي‌بردند. هيچ كدام از بيماران شكايتي مربوط به علائم نوروپاتي نداشتند. 7 بيمار دچار نوروپاتي در اندام فوقاني بوده و 3 بيمار هم‌زمان از درگيري اندام فوقاني و تحتاني رنج مي‌بردند. ارتباطي بين سن، جنس، طول مدّت تزريق خون، سطح فريتين و هماتوكريت با نوروپاتي از لحاظ آماري به دست نيامد.&lt;br&gt;نتيجه گيري: اين مطالعه شيوع 18/3 درصد نوروپاتي محيطي با اكثريت نوع حسي- حركتي در بيماران مبتلا به بتاتالاسمي را نشان داد. اطلاعات الكتروفيزيولوژيكال نشان دهنده نوروپاتي نوع اكسونال مي‌باشد. ما با توجه با اين نتايج، پيشنهاد مي‌كنيم مشاوره پيش گيرانه در بيماران مبتلا به تالاسمي جهت دست‌يابي به كيفيت بهتر زندگي انجام شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>بتاتالاسمي، NCS، نوروپاتي</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>فاطمه جبلي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر حميد عبادي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر نرگس بيگم مير بهبهاني</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>470</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths470</thesis_code>
	<call_no>uni61ths470</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي توزيع فراواني انواع تظاهرات روماتولوژيك بيماران ديابتيك مراجعه كننده به كلينيك فوق تخصصي غدد مركز آموزشي درماني 5 آذر شهرستان گرگان طي سال هاي 1388-1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>48</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=470&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: بيماري ديابت يكي شايع ترين اختلالات غدد درون ريز در سطح جهان مي باشد. شيوع بيماري ديابت بين 0/5%- 4% است. بيماري ديابت بر اساس علائم باليني و ازمايشگاهي شامل قند خون ناشتا بيشتر مساوي 126mg/dl يا قند خون بعد از غذاي بيشتر مساوي 200mg/dl طي 2 بار غير متوالي است. درميان عوارض و اختلالات مختلفي كه طي بيماري ديابت در ارگان هاي بدن ايجاد مي شود عوارض روماتولوژيك در بيماران ديابتي اتفاق مي افتد كه محدوديت ها و ناتواني هايي را در حركت بيماران ايجاد مي كند. اين مطالعه جهت تعيين شيوع اين عوارض روماتولوژيك در بيماران ديابتي انجام شده است.&lt;br&gt;مواد و روش ها: مطالعه از نوع توصيفي - تحليلي بوده و روي بيماران ديابتي مراجعه كننده به مركز فوق تخصصي غدد بيمارستان پنجم آذر شهرستان گرگان از اسفند ماه 1387 تا تير ماه 1388 انجام گرديد. براي همه بيماران پس از شرح حال گيري و معاينه باليني كامل توسط يك فرد واحد و عكس راديوگرافي لومبار پرسشنامه پرشد. ورود هر بيمار به اين مطالعه مشروط به رضايت وي بود و تمام اطلاعات بيماران نيز محفوظ ماند.&lt;br&gt;نتايج: در اين مطالعه 256 بيمار ديابتي از نظر تظاهرات روماتولوژيك و ارتباط بين برخي متغير ها مورد بررسي قرار گرفتند. در مجموع 82 نفر مرد و 174 نفر زن بودند.&lt;br&gt;ميانگين سني و انحراف معيار اين افراد 12/29± 50/41 سال بود. ميانگين قند خون ناشتا و انحراف معيار 69/54± 186/2 گزارش شد.&lt;br&gt;شاخص توده بدني BMI آنها بطور متوسط 5/26± 28/04 كيلوگرم بر متر مربع و متوسط طول ابتلا به بيماري ديابت 7/31± 7/87 سال بود.&lt;br&gt;شاخص توده بدني (BMI) با استئوآرتريت لومبار وكاهش فاصله مهره اي بين L5-S1 رابطه معناداري مشاهده شد. (p value=0/010) عارضه استئوآرتريت زانو با ميانگين BMI اختلاف معناداري نشان داد. (pvalue=0/032).&lt;br&gt;توزيع فراواني انواع تظاهرات روماتولوژيك مثل استئوآرتريت و دوپويترن كانتر كچر و استئوپني و DISH بين دو جنس و در سه گروه سني زير 30 سال و 50-31 سال و بالاي 50 سال در برخي موارد معنادار گزارش شد.&lt;br&gt;بين سابقه هيپرليپيدمي و عارضه DISH در بيماران ديابتي (p value=0/022) و بين سابقه پرفشاري خون و عوارض (p value=0/010) DI ، هبردن نود (p value=0/002)، استئوآرتريت لومبار (p value=0/030) ارتباط معناداري ديده شد.&lt;br&gt;دراين مطالعه با توجه به شرح حال بيماران ديابتي در كل ما 27 بيمار هيپوتيروئيدي (22 زن و 5 مرد) و 9 بيمار ديابتي با سابقه مصرف سيگار (2 زن و 7 مرد) داشتيم. سابقه بيماري كم كاري تيروئيد و مصرف سيگار در هيچ يك از موارد ارتباط معناداري با تظاهرات روماتولوژيك نداشتند. (p value=0/050).&lt;br&gt;بين عارضه RSD (p value=0/049) و عارضه دوپويترن كانتر كچر (p value=0/024) با ميانگين طول مدت بيماري ديابت و بين عارضه انگشت ماشه اي با ميانگين FBS (p value=0/01) و طول مدت بيماري ديابت (p value=0/007) تفاوت معناداري مشاهده شد.&lt;br&gt;نتيجه گيري: در مطالعه حاضر شيوع تظاهرات روماتولوژيك در بيماري ديابتي بررسي شد كه استئوآرتريت زانو (64/45%) و لومبار (54/68%) و استئوپني لومبار (40/23%) به ترتيب شايع ترين تظاهرات گزارش شده توسط روماتولوژيست بوده است. اين تظاهرات در جمعيت ديابتي مورد مطالعه ما در سطح بالاتري نسبت به سايرين قرار دارد و شايد بتوان اينگونه گفت كه شيوع بالاي بيماريهاي روماتولوژيك به خصوص در منطقه شمال كشور به عنوان يك عامل همراه در اين مطالعه بوده و براي بررسي بيشتر نياز به مطالعات پيگيري طولاني مدت مي باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>ديابت مليتوس- تظاهرات روماتولوژيك- هايپرليپيدمي- هايپرتنشن- كم كاري تيروئيد.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>بتول السادات عمادي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر مهرداد آقايي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر حميدرضا بذرافشان - مهندس ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>471</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths471</thesis_code>
	<call_no>uni61ths471</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي تاثير ديابت بر روي علائم باليني، آزمايشگاهي و راديولوژيك سل ريوي دربيماران مراجعه كننده به بيمارستان 5 آذر گرگان طي سال هاي 87-1383</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>41</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=471&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: عوامل مختلفي در سطح جامعه باعث استعداد فرد به ابتلاي به سل مي‌شود كه شامل شرايط نامناسب زندگي و كار و نيز عواملي است كه دفاع ميزبان را عليه عفونت و بيماري سل كاهش مي‌دهد. يكي از اين عوامل بيماري ديابت است. اين مطالعه براي شناخت علايم باليني و آزمايشگاهي و تغييرات راديولوژيك در بيماران مسلول ديابتي مراجعه كننده به بيمارستان 5 آذر گرگان در طي سال‌هاي 1387- 1383 انجام شده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: در اين مطالعه تشخيص ديابت با وجود دو نوبت قند خون بيشتر مساوي 200 يا دو نوبت قند خون ناشتاي بيشتر مساوي 126 گذاشته شد. بيماران به دو گروه ديابتي و غير ديابتي تقسيم بندي شده و اطلاعات وارد نرم افزار SPSS 11.5  شد. براي توصيف داده‌ها از محاسبه شاخص‌هاي مركزي و پراكندگي و براي تحليل داده‌ها از آزمون‌هاي آماري تي تست و كاي دو استفاده شد.&lt;br&gt;يافته‌ها: در مجموع 200 نفر وارد مطالعه شدند كه 114 نفر (57%) مرد و بقيه (43%) زن بودند. از اين تعداد 80 نفر (40%) داراي تشخيص ديابت نيز بودند. سل و ديابت هم‌زمان در زنان بيشتر از مردان يافت شد. تب، هموپتزي و كاهش وزن با تفاوت معناداري در گروه ديابتي بيشتر ديده شد. علائم آزمايشگاهي لكوسيتوز، لكوپني در دو گروه اختلاف معناداري نداشتند. 80&lt;ESR بيشتر در گروه غير ديابتي ديده شد كه اختلاف معناداري بود. از نظر تشخيص سل اختلاف معناداري بين دو گروه از نظر نحوه تشخيص وجود نداشت. از نظر محل كاويته ريه، در گروه ديابتي بيشتر درگيري چند لوب ريوي گزارش شد اما در گروه غير ديابتي اكثراً كاويته نداشتند كه از نظر آماري اين اختلاف معنادار بود. محل تراكم ريوي (consolidation) در دو گروه با هم اختلاف آماري معناداري داشت و در بيماران ديابتي درگيري لوب فوقاني بيشتر ديده شد. محل ارتشاح ريوي (infiltration) و الگوي ندولار، افيوژن جنب و آمپيم در دو گروه با هم تفاوت آماري معناداري نداشت.&lt;br&gt;نتيجه گيري: با توجه به شايع‌تر بودن علائم باليني تنگي نفس و درد قفسه سينه در بيماران ديابتي نسبت به افراد غير ديابتي و همراهي هم‌زمان سل و ديابت در زنان نسبت به مردان، بررسي افراد ديابتي با اين علائم از نظر سل ريوي به خصوص در بيماران زن توصيه مي‌شود. علائم آزمايشگاهي معمول در ديابتي‌ها نداشته و درگيري چند لوبي ريوي در راديوگرافي قفسه سينه علاوه بر ايجاد شك به سل ريوي، بايستي احتمال ديابت را نيز در ذهن پزشك بر انگيزد. همچنين با توجه به بالا بودن ميزان همراهي سل  ديابت و اندميك بودن سل در اين منطقه توصيه مي‌شود تست غربالگري سل در افراد ديابتي انجام شود و همچنين به نظر مي‌رسد بررسي قند ناشتا به عنوان تست غربالگري در افراد مبتلا به سل به خصوص زنان مي‌تواند به موارد تشخيص ديابت كمك كند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>سل، ديابت، غربالگري، ارتشاح.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>آيدا مجاور</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر رقيه گلشا</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>472</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths472</thesis_code>
	<call_no>uni61ths472</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي شاخص هاي عملكرد تيروئيد در بيماران بستري شده در بخش روانپزشكي بيمارستان 5 آذر گرگان طي سال 1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>37</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=472&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: ارتباط بين عملكرد تيروئيد و بيماري‌هاي روان‌پزشكي از مدّت‌ها پيش مورد بحث و تبادل نظر دانشمندان بوده است. مطالعات مختلف نتايج گوناگوني از اين ارتباط نشان داده‌اند. به منظور روشن نمودن اين مسأله ما به بررسي ارتباط بين عملكرد تيروئيد و اختلالات روان‌پزشكي پرداختيم.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها:اين تحقيق يك مطالعه توصيفي- تحليلي گذشته نگر است كه به بررسي بيماران بستري در بخش روان‌پزشكي بيمارستان پنجم آذر گرگان از نظر شاخص‌هاي عملكرد تيروئيد پرداخته است. پس از لحاظ معيارهاي ورود و خروج از مطالعه در نهايت 700 بيمار (423 مرد و273 زن) مورد مطالعه قرار گرفتند. بيماران به سه گروه با تشخيص اختلال افسردگي، اختلال دوقطبي و اختلالات سايكوتيك تقسيم شدند. ميزان شيوع با اختلالات عملكرد تيروئيد در اين گروه‌ها مورد بررسي قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم افزار spss 16 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.&lt;br&gt;يافته‌ها: در گروه بيماران افسرده شيوع يوتيروئيدي - هايپرتيروئيدي تحت باليني - سندرم يوتيروئيد بيمار seak Uthyroid syndrom -  هايپوتيروئيدي تحت باليني و اختلال غير اختصاصي عملكرد تيروئيد به ترتيب 68/6%-4/5%- 9/2%- 3/4% و 14/3% گزارش شد. در گروه بيماران دوقطبي شيوع يوتيروئيدي- هايپرتيروئيدي تحت باليني - SES- هايپوتيروئيدي تحت باليني و اختلال غير اختصاصي عملكرد تيروئيد به ترتيب 58/6%- 2/7%- 6/3% 8/1% و 24/3% بود. همچنين در گروه بيماران سايكوتيك شيوع يوتيروئيدي - هايپرتيروئيدي تحت باليني - SES- هايپوتيروئيدي تحت باليني و اختلال غير اختصاصي عملكرد تيروئيد به ترتيب 66/8%- 3%- 4/3%- 2/58% و 23/3% گزارش گرديد. اختلالات تيروئيدي در بين سه گروه اختلاف معني داري با هم نداشتند.&lt;br&gt;نتيجه گيري: بر اساس يافته‌هاي اين مطالعه اكثر بيماران مورد بررسي در سه گروه يوتيروئيد بودند امّا به دليل معني دار شدند اختلالات تيروئيد در اين بيماران (SES  در اختلالات سايكوتيك و افسردگي و هايپوتيروئيدي تحت باليني در افسردگي اختلاف آماري معني داري داشت). لذا بررسي شاخص‌هاي عملكرد تيروئيد در همه بيماران روان‌پزشكي بستري و سر پايي مراجعه كننده به درمانگاه مقرون به صرفه و ضروري به نظر مي‌رسد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>اختلالات تيروئيدي، اختلالات افسردگي اساسي، اختلال دو قطبي، اختلالات سايكوتيك</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>ريحانه حجي پور</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر سالاري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس قنبري</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>473</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths473</thesis_code>
	<call_no>uni61ths473</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي تاثير تجويز آنتي بيوتيك پروفيلاكسي در پيشگيري از عفونت محل جراحي در اعمال جراحي تميز</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>50</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=473&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: عفونت هاي محل جراحي ((SSIs) Surgical Site infections)  شايع ترين عفونت بيمارستاني در بيماران جراحي در جوامع آمريكايي است. از روش هاي پيشگيري از آن ، استفاده از آنتي بيوتيك ها مي باشد اما نقش آنتي بيوتيك پروفيلاكسي در پيش گيري از عفونت محل جراحي در اعمال جراحي تميز ، مورد اختلاف نظر است. با در نظر گرفتن لزرم استفاده مناسب از آنتي بيوتيك ها و مشكلاتي كه به دنبال مصرف نامناسب آنها ايجاد مي شود، ضرورت بررسي دقيق تر نقش آنتي بيوتيك ها در اين دسته از اعمال جراحي مشخص مي شود. در نتيجه به منظور بررسي تأ ثير تجويز آنتي بيوتيك پروفيلاكسي در پيشگيري از عفونت محل جراحي در اعمال جراحي تميز مطالعه حاضر انجام شده است.   مواد و روشها : بيماران مورد مطالعه افرادي بودند كه تحت اعمال جراحي تميز در بيمارستان 5 آذر گرگان قرار مي گرفتند و معيارهاي ورود به مطالعه را داشتند. آنها به صورت تصادفي در گروه مورد يا مقايسه (هر گروه شامل 57 بيمار) قرار مي گرفتند. گروه مورد بيماراني بودند كه يك گرم سفازولين داخل وريدي حداكثر تا 60 دقيقه قبل از ايجاد انسزيون جراحي دريافت مي كردند و گروه مقايسه بيماراني بودند كه هيچ آنتي بيوتيكي دريافت نمي كردند. سپس از نظر عفونت محلجراحي ، تا مدت 30 روز پس از جراحي ، مورد پيگيري قرار مي گرفتند.  يافته ها : 7 درصد دچار عفونت محل جراحي شدند. ميزان بروز ssi در گروهي كه آنتي بيوتيك پروفيلاكسي دريافت كرده بودند 5/3% و در گروه شاهد8/8% بود. خطر ابتلا به ssi در افرادي كه آنتي بيوتيك دريافت كرده بودند ، 1/67 برابر كساني بود كه آنتي بيوتيك دريافت كرده بودند اما اين تفاوت از نظر آماري معنادار نبود. (95%ci 0/418-6/648) وP-Value =0/46  بروز عفونت محل جراحي با سن بيماران، مدت بستري قبل و بعد از جراحي و نمره ASA ارتباط معناداري از نظر آماري داشت، اما بين بروزSSI با جنسيت و BMI بيماران ارتباطي وجود نداشت.   نتيجه گيري : در اين مطالعه مصرف آنتي بيوتيك پروفيلاكسي تاثيري در پيشگيري از عفونت محل جراحي در جراحي هاي تميز كم ريسك نداشت.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : عفونت محل جراحي ، آنتي بيوتيك پروفيلاكسي ، اعمال جراحي تميز.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>نسيم موحدي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر فرهاد نادعلي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>474</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths474</thesis_code>
	<call_no>uni61ths474</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي سطح PSA سرم در مردان سالم مراجعه كننده به درمانگاه يا مطبهاي اورولوژي شهرستان گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>37</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=474&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : سرطان پروستات شايعترين نوع سرطان و دومين علت مرگ بدليل سرطان در مردان است. PSA تومور ماركر مناسبي براي غربالگري پروستات مي باشداما داراي محدوديت هايي نيز هست. PSA به سن ، نژاد و BMI افراد بستگي دارد. در اين مطالعه ما رابطه بين سطح PSA و گروههاي قوميتي شمال شرق ايران (فارس ، تركمن ، سيستاني) در مردان سالم را بررسي كرديم و ضمناً ارتباط بين PSA و سن را مورد ارزيابي قرار داديم.  مواد و روشها : اين مطالعه مقطعي بصورت توصيفي - تحليلي در كلينيكهاي اورولوژي گرگان از سال 88-1386 انجام شد. معيارهاي ورود در مطالعه مردان 79-40 ساله با سونوگرافي پروستات و آزمايش ادرار و معاينه ركتوم سالم بودند معيارهاي خروج شامل علائم بيماري پروستات يا اورولوژي ، سابقه جراحي پروستات و درمان با آنرروژن بودند. ما سطح Free PSA , Total PSA در 2 گروه سني 49-40 سال و 79-50 سال در هر قوميت را بررسي كرديم .   يافته ها : 303 مرد 79-40 سال وارد مطالعه شدند. ميانگين سني آنها 8/4-51/1سال بود. 41/3%(125مرد) فارس و 24/6%(129مرد) تركمن و16/2%(49مرد) سيستاني بودند. ميانگين Total PSA در 49-40 سالگي و 79-50 سالگي در اين 303 نفر به ترتيب 0.87-0/71 ,  ng/ml2/06-1/34  بود. ميانگين سطح Total PSA  در گروه سيستاني بيشترين بود(سيستاني&gt; فارس&gt;تركمن) اما ميانگين Free PSA در گروه سيستاني كمترين بود. Total PSA با افزايش سن در گروه فارس (P=0/016) و تركمن(P=0/011)  افزايش مي يابد. اما در گروه سيستاني افزايش معني دار نبود (P=0/19).   نتيجه گيري : مطابق يافته هاي اين مطالعه ، افزايش PSA با بالا رفتن سن در مردان سالم فارس و تركمن مشاهده شد اما در گروه سيستاني شايد بدليل تفاوتهاي ژنتيكي با تعداد ناكافي نمونه  تناقض وجود دارد. در ضمن توصيه مي كنيم كه نقطه برش براي PSA جهت غربالگري سرطان در شماتل شرق كشور پايينتر از 4ng/ml وحدود 3 باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : PSA ، افراد سالم ، قوميتهاي تركمن ، فارس ،و سيستاني .</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مريم پناهي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر بهروز قاضي مقدم</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذرهوش - عباسعلي كشتكار</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>475</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths475</thesis_code>
	<call_no>uni61ths475</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي ارتباط بين هوش هيجاني و معدل تحصيلي در دانشجويان دانشگاه   علوم پزشكي گلستان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>38</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=475&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : هوش هيجاني به شاخصهايي گفته مي شود كه بر اساس روابط اجتماعي و بين فردي از فرد به دست مي آيد. هوش هيجاني نوعي استعداد عاطفي است كه تعيين مي كند از مهارتهاي خود چگونه به بهترين نحو استفاده كنيم . مطالعات متعددي در ايران و ساير نقاط دنيا براي بررسي ارتباط بين هوش هيجاني افراد به خصوص دانشجويان و ميزان پيشرفت تحصيلي آنان انجام گرفته است و نتايج بسيار متفاوتي به دست آمده است. هدف از انجام اين مطالعه ، بررسي ارتباط بين هوش هيجاني و موفقيت تحصيلي در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي گلستان مي باشد.   مواد و روشها : اين مطالعه بر روي 180 نفر از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي گلستان كه شامل 116 دختر (64/4%) و پسر (36/6%) بودند و به روش نمونه گيري طبقه اي انتخاب گرديده اند انجام شده است. داده ها با استفاده از دو پرسشنامه كه پرسشنامه اول ، شامل اطلاعات دموگرافيك و پرسشنامه دوم ، پرسشنامه هوش هيجاني بار - آن بود از جامعغه نمونه ، جمع آوري شدند. شاخص موفقيت تحصيلي معدل كل دانشجو در نظر گرفته شد.   يافته ها : در اين مطالعه ارتباط معناداري ميان هوش هيجاني دانشجويان و معدل كل كه شاخصي از موفقيت تحصيلي دانشجو محسوب مي شود وجود نداشت. ميانگين هوش هيجاني دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي گلستان 111/45-10/56 بود كه بيشترين شركت كنندگان از نظر هوش هيجاني در سطح متوسط(41/7درصد)و كمترين آنها در سطح ضعيف (2/8درصد) قرار گرفته اند. در سنجش ميزان ارتباط ميانگين نمره هوش هيجاني با سن و ترم تحصيلي ارتباط معنادار خفيفي مشاهده شد، به طوريكه با افزايش سن و بالا رفتن ترم تحصيلي هوش هيجاني دانشجويان نيز تقويت مي شود. ارتباطي بين جنس ورشته تحصيلي با ميزان هوش هيجاني از لحاظ آماري به دست نيامد.    نتيجه گيري : اگر چه ارتباط محسوس و قابل توجه اي در مطالعه ما ديده نشد ولي هيچ گاه نبايد نقش و جايگاه هوش هيجاني را در پيشبرد اهداف و موفقيتهاي آتي در زندگي بي اهميت تلقي كرد. در جهت آشكار شدن دقيق ارتباط ميان هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي انجام مطالعه اي گسترده در سطح چند دانشگاه در ايران و خصوصا مطالعات كيفي پيشنهاد مي شود و همچنين بهتر است كه شاخص موفقيتتحصيلي معدل مقايسه اي چند ترم دانشجويان باشد تا عوامل مخدوش كننده تاثير چنداني بر نتايج نداشته باشند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : هوش هيجاني ، معدل تحصيلي ، موفقيت تحصيلي ، دانشجويان</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>صديقه هوشيار فرد</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر هادي سالاري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس محمد رضا قنبري</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>476</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths476</thesis_code>
	<call_no>uni61ths476</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي فراواني اختلالات جنسي در زنان  متاهل مراجعه كننده به پايگاه  ها و مرا كز بهداشتي شهر گرگان و ارتباط آن با عوامل دموگرافيك در سال 1388</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>67</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=476&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : اختلالات عملكرد جنسي (FSD)  زنان شاما چهار زير گروه مهم ميل ، برانگيختگي ، ارگاسم و درد است. مطالعات كمي از ابزارهاي معتبر جهت تعيين اختلال در اين حوزه ها و عوامل خطر آن استفاده نموده اند. مطالعه با هدف بررسي فراواني و تنوع اختلالات جنسي در زنان متاهل و ارتباط آن با عوامل دموگرافيك متنند سن ، جنس ، سال هاي تاهل ، تعداد زايمان و... طرح ريزي شد.   مواد و روشها : اين مطالعه بر روي 828 زن مراجعه كننده به مراكز و پايگاه هخاي بهداشتي شهر گرگان انجام شد . نمونه ها به روش نمونه گيري خوشه اي وزني انتخاب گرديدند. داده ها با استفاده از دو پرسشنامه كه پرسشنامه اول ، شامل اطلاعات دموگرافيك و پرسشنامه دوم ، نسخه فارسي و اعتبار سنجي شده پرسشنامه شاخص عملكرد جنسي زنان (FSFI)  بود ، جمع آوري شدند.   يافته ها : از 828 زن متاهل 50 -15 ساله با ميانگين سني 7/05-29/6 سال ، 588نفر(71%) داراي اختلالات عملكرد جنسي و 240 نفر(29%) سالم بودند. شيوع اختلالات ميل ، برانگيختگي ، ليز شدگي ، ارگاسم ، درد و رضايتمندي در گروه مطالعه به ترتيب 29/8%، 30/6%،15/3%، 13/3%،36/2%،و14/5% بوده است. اختلالات ميل و رضايتمندي واضحا با افزايش سن بيشتر بود (P&lt;0/05) ولي اختلالات درد در زنان سنين 35-18 سال بيشتر بود(P&lt;0/001) . سطح تحصيلات كمتر با اختلالات ميل (P=0/005)، ليز شدگي (P&lt;0/05) و درد (P=0/005) ارتباط معنا دار آماري داشت.   نتيجه گيري : در مطالعه حاضر ، سن با اختلالات ميل و رضايتمندي رابطه عكس داشت. هيچ ارتباط معناداري بين سن اولين ازدواج ، سابقه مصرف دارو و منزل مسكوني ديده نشد. در مطالعه حاضر ، ميزان تحصيلات ، نوع روش جلوگري از بارداري ، تعداد و روش زايمان ، چند همسري بودن شوهر ، طول دوره زندگي زناشويي ، تعداد فرزندان ، سن آخرين فرزند، ميزان اختلاف سني با همسر ، سطح اقتصادي و مشكلات جنسي همسر واضحا با FDS مرتبط بوده است. همچنين زنان خانه دار شيوع بالاتري از FSD داشتند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : رنان متاهل ، اختلالات عملكرد جنسي زنان ، FSFI.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>سيده نسيبه ساداتي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر هادي سالاري</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>477</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths477</thesis_code>
	<call_no>uni61ths477</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>مقايسه يافته هاي آسپيراسيون سوزني تيروئيد ونتايج هيستوپاتولوژي در بيماران تيروئيد كتومي شده شهرستان گرگان طي 10 سال ( 1378-1388 )</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>34</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=477&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : آسپيراسيون سوزني ظريف (FNA) اولين بار در سال 1930 معرفي شد و منجر به كاهش ميزان تيروئيد كتومي شد. در حال حاضر FNA يك زوش مشهور ، قابل اعتماد و مقرون به صرفه در تشخيص ضايعات تيروئيد است. در اين مطالعه ، ما ارزش تشخيصي سيتولوژي FNA و هيستوپاتولوژي را مقايسه نموده ايم.   مواد و روشها : اين مطالعه ارزيابي ارزش تست هاي تشخيصي بر روي 73 بيمار تيروئيد كتومي در شهرستان گرگان طي سالهاي 78 تا 88 كه نتيجه سيتولوژي (FNA) قبل از عمل در پرونده آن ها موجود بود ، به منظور ارزيابي حساسيت ، ويژگي و صحت FNA در تشخيص ضايعات بدخيم و خوش خيم تيروئيد انجام شد.   يافته ها : در اين مطالعه ، FNA حساسيت 85/7%، ويژگي 65/21% و صحت 90/9% را نشان داد. ارزش اخباري مثبت 52/94% و ارزش اخباري منفي 90/9% به دست امد. ارتباط آماري معناداري بين سن و جنس و دقت تشخيصي FNA ديده نشد(P&gt;0/05).نتيجه گيري : با بررسي نتايج حاصل از اين مطالعه ، FNA مي تواند به جاي بيوپسي در ارزيابي ضايعات تيروئيد به كار رود و اين روش مي تواند در جلوگيري از جراحي هاي غير ضروري تيروئيد و عوارض آن كمك كننده باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : FNA، تيروئيد كتومي ، هيستوپاتولوژي</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>الهام معيني راد</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر سيامك رجايي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذرهوش</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>478</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths478</thesis_code>
	<call_no>uni61ths478</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي همراهي بين اختلال وسواسي - جبري و بيش فعالي / نقص توجه در كودكان و نوجوانان مراجعه كننده به كلينيك فوق تخصصي روانپزشكي اطفال بيمارستان دكتر شيخ (نيم سال دوم 1386 و نيم سال اول 1387)</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>73</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=478&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>زمينه و هدف : همراهي اختلال بيش فعالي و نقص توجه (ADHD)و اختلال OCD در مطالعات باليني و اپيدميولوژيك گزارش شده است با بررسي خويشاوندان درجه يك بيماران ADHD، اين مطالعه به منظور تعيين ارتباط الگوهاي خانوادگي همراهي بين اختلال بيش فعالي و نقص توجه و OCD انجام شد.   روش بررسي : اين مطالعه توصيفي روي 100 كودك و نوچوانان مبتلا به ADHD 5 تا 17 سال مورد ارزيابي قرار گرفته اند، كه تشخيص باليني ADHD در بيماران با مصاحبه باليني روانپزشك و آزمون تشخيص K-SADS انجام شده است.  پس از آن كه آنها را به دو گروه ADHD همراه با OCD و بدون OCD بر اساس مصاحبه باليني روانپزشك و آزمون تشخيص SADS براي OCD، تقسيم كرديم با مطالعه 323 خويشاوند درجه يك (200والد و 68 خواهر و 55برادر ) با استفاده از مصاحبه باليني روانپزشك و آزمون تشخيصي SADS ,K-SADS,Wender  وجود اختلال OCD ,ADHD را بررسي كرده ايم .   يافته ها : ميزان بالايي از اختلال وسواسي - جبري را تنها در بين خويشاوندان گروه ADHD همراه با OCD در مقايسه با خويشاوندان گروه ADHD بدون OCD ديده شده است و ميزان ADHD  در خويشاوندان هر دو گروه يكسان بود. اختلال وسواسي - جبري در خويشاوندان درجه يك بيمار ADHD كه خودشان ADHD داشتند بيشتر از خويشاونداني كه ADHDندارند نمي باشد.   نتيجه گيري : اختلال ADHD ,OCD از نظر اتيولوژي مستقل بوده و به طور وابسته به يكديگر منتقل نمي شوند كه مي تواند حمايت كننده زير گروه خانوادگي مجزايي براي ADHD باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : ADHD- OCD-خويشاوند درجه يك.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>زهرا ملايي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر پريا حبراني</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر فاطمه بهداني - منور افضل آقايي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>479</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths479</thesis_code>
	<call_no>uni61ths479</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي الگوي سوء مصرف مواد در مبتلايان به اختلال دو قطبي</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>51</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=479&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>هدف : اين مطالعه به منظور بررسي الگوي سوء مصرف مواد در ميتلايان به اختلال دو قطبي انجام شده است.   روش مطالعه : اين مطالعه به صورت توصيفي - تحليلي مقطعي انجام شده است. پرونده 322بيمار مبتلا به اختلال دوقطبي مراجعه كننده به بيمار ستان امام حسين تهران به صورت در دسترس انتخاب و ارزيابي شدند.   نتيج : در اين مطالعه ، 84 نفر از بيماران دو قطبي (26/1درصد) سوء مصرف مواد داشتند. 40/5 درصد از اپيوئيدها ، 6درصد از محرك ها ، 7/1 درصد از الكل و 46/4 درصد به صور همزمان از چند ماده استفاده مي كردند. متوسط طول مصرف 104 ماه و 23 روز بود.  نتيجه گيري : در انتها چنين به نظر مي رسد كه شيوع سوء مصرف مواد در بين بيماران دوقطبي بالا بوده و مي تواند سبب بدتر شدن پيش آگهي آنها شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : اختلال دوقطبي ، سوء مصرف مواد</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>فاطمه رمضاني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر سيد مهدي صميمي اردستاني</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>480</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths480</thesis_code>
	<call_no>uni61ths480</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي علائم باليني و آزمايشگاهي و روش هاي درماني در بيماران مبتلا به پسوريازيس پوسچولارژنرانيزه بستري شده در بيمارستان رازي از سال 1369 تا1388</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>93</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=480&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : پسوريازيس پوسچولار ژنراليزه فرم نادري از پسوريازيس است كه وجه مشخصه ي آن وجود پوسچول هاي استريل فراوان در سطح بدن است. وجه مشخصه  اين بيماري ظهور ناگهاني اريتم همراه با ضايعات پوسچولار مي باشد كه ممكن است با تب بالا و ضعف و بي حالي عمودي و افزايش گلبول هاي سفيد همراه باشد. هدف از اين مطالعه بررسي توزيع سني و جنسي ، علل بيماري ، علايم بيماران و روش هاي درماني اعمال شده در بيماران مبتلا به پسوريازيس پوسچولار ژنراليزه بستري شده در بيمارستان رازي در بين سال هاي 1369 تا 1288 بوده است.  روش مطالعه : در اين مطالعه ي بررسي بيماران (Case Series) ، پرونده هاي بيماران مبتلا به بيماري پسوريازيس پوسچولار ژنراليزه ي موجود در بايگاني بيمارستان رازي مورد بررسي قرار گرفت و تمامي موارد موجود در پرسش نامه براي هر بيمار جداگانه ثبت گرديد.   يافته ها : در بررسي كل پرونده هاي بيماران مبتلا به پسوريازيس پوسچولار ژنراليزه (106بار بستري) ، 5.28%زن و 47.16% مرد بودند. ميانگين سن بيماران در هنگام پذيرش 31.6 سال و ميانگين سن شروع بيماري در بيماران نيز 35.26 سال بوده است. در 50 % بيماران عامل مسبب شروع علايم عدم مصرف دارو، مصرف خود سرانه ي برخي از داروها در 27.9% ، استرس در 15.40% ، حاملگي در 9.6% و عفونت ها در 5.7% بود. از جمله علائم عمومي بيماران در هنگام پذيرش مي توان به تب بالاي 37.5 درجه در 36.79% ، 8.49% درد مفاصل و 5.66%آرتريت اشاره كرد. بررسي علايم پوستي 85% بيماران اريتم بيش از 50% سطح بدن را اريتم و 54% بيماران بيشتر از 50درصد سطح بدن را پوسچول فرا گرفته بود. همچنين 38.3% بيماران داراي ضايعات دهاني بودند. در طي اين بررسي روش هاي اصلي مورد ارزيابي قرار گرفت از جمله ي آن ها : نئوتيگازون در 58.49% بيماران ، كلوگزاسيلين در 47.16%، متوتروكسات 20.75% ، استروئيدهاي سيستميك در 25.47%، اشعه ي ماواري بنفش در 18.86% و سيكلوسپورين در 5.66% از كل بيماران به عنوان درمان در نظر گرفته شده بود. در نهايت در 78.08% كل بيماران درمان موثر واقع شده بود، 13.2% بيماران در هنگام ترخيص بهبودي نسبي داشتند و تنها 1.9% وضعيت بيماران در هنگام ترخيص نامطلوب بوده است.   بحث و نتيجه گيري : در مطالعه ي ما دو پيك سني در بين بيماران جلب توجه كرد. اولين پيك سني از 19 تا 24 سال بوده و پيك دوم 41 تا 35 سالگي بود. همچنين متوسط سني بيماران زن در هنگام بستري تقريبا 10 سال كمتر از مردان بود كه در تضاد با يافته هاي ديگران در اين زمينه بود. از جمله مهمترين دارو هاي مورد استفاده در مطالعه ما نئوتيگازون بوده است كه در اكثر بيماران موجب بهبودي قابل توجه ضايعات پوستي شده است.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : پسوريازيس پوسچولار ژنراليزه ، فنون زومبوش، نئوتيگازون</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>پگاه سيف</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر نرگس قندي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر زهرا حلاجي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>481</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths481</thesis_code>
	<call_no>uni61ths481</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي شيوع خارش پوستي و ارتباط آن با سطح سرمي كلسيم و فسفر در بيماران همودياليزي بستري در مركز همودياليزبيمارستان 5 آذر گرگان در سال 1388</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>48</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=481&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : نارسايي مزمن كليوي در بسياري از موارد سير پيش رونده اي دارد و در نهايت به نارسايي انتهايي كليوي (ESRD) ختم شده و اين بيماران بسته به شرايط مختلف ، كانديد درمانهاي موجود مي شوند. يكي از اين روشهاي درماني همودياليز با عوارض مختلف است كه از جمله شايعترين عوارض در حين همودياليز ، ايجاد خارش پوستي است كه يك مشكل ناتوان كننده شايع در بيماران مبتلا به بيماري كليوي مرحله انتهايي در همودياليز است.   مواد و وروشها : اين مطالعه به صورت توصيفي روي 67 بيمار انجام شد كه تعداد اين بيماران با استفاده از فرمول كوكرون محاسبه گرديده است. اين بيماران مبتلا به نارسايي انتهايي كليوي بودند كه در مركز همودياليز 5 آذر گرگان بستري و تحت همودياليز قرار گرفته اند. تشخيص بيماري انتهايي كليوي بر عهده پزشك متخصص نفرولوژي مستقر در مركز دياليز بيمارستان 5 آذر گرگان مي باشد و اطلاعات مربوط به بيماران از طريق فرم پرسشنامه كه شامل پرسشهايي در مورئد سن ، جنس، وجودخارش ، زمان ايجاد خارش ، سابقه همودياليز ، تعداد جلسه هاي ماهانه همودياليز مي باشد و اطلاعات راجع به سطح سرمي فسفر و كلسيم از روي پرونده بيماران استخراج گرديد. آناليز آماري داده ها نيز با استفاده از نرم افزار آماري SPS12 و SAS انجام پذيرفته است.   نتيجه گيري : بر اساس نتايج به دست آمده ميزان شيوع كلي خارش بعد از همودياليز به ميزان 61/19 درصد مي باشد و ارتباط معني داري بين جنسيت و ايجاد خارش در بيماران وجود ندارد . به عبارت ديگر در سطح اطمينان 95 درصد ، ايجادخارش بعد از همودياليز در زنان و مردان تفاوت معني داري ندارد. اين نتايج نتايج با مطالعه دكتر يعقوبي و همكارانش ، دكتر اخياني و همكارانش مسيك در توافق است. اما در مطالعه انجام شده توسط رمضانپور و همكارانش ذكر گرديده است كه خارش با حنسيت ارتباط دارد و ميزان شيوع آن در جنس زن بالاتر مي باشد. همچنين با توجه به اين دو آناليز به اين نتيجه رسيده ايم كه خارش بعد از همودياليز با سن بيمار ارتباط دارد و هر چه سن افزايش مي يابد، احتمال دچار شدن به خارش نيز افزايش مي يابد.به عبارت ديگر در سطح اطمينان 95درصد، ايجاد خارش بعد از همودياليز در گروه سني سوم تفاوت معني داري با گروه هاي سنب اول و دوم وجود دارد. بين طول مدت همودياليز و خارش ارتباط معني داري مشاهده نشده است كه با مطالعات گروه هاي مشابه در توافق است. در نهايت ارتباط معني داري بين سطح سرمي كلسيم و فسفر با خارش مشاهده نشده است.از سوي ديگر با بررسي آماري روي ارتباط ضريب كلسيم و فسفر سرمي با شيوع خارش به اين نتيجه رسيده ايم كه ضريب كلسيم - فسفر با ايجاد خارش در بيمار ارتباط دارد و بيماران با ضريب كلسم 0 فسفر نرمال با احتمال كمتري به خارش دچار مي شوند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : نارسايي مزمن كليوي ، همودياليز ، خارش.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>غلامحسين شهابي افراكتي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر رامين تاج بخش</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>482</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths482</thesis_code>
	<call_no>uni61ths482</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي سطح سرمي 1 و 25 دي هيدروكسي ويتامين D3 در افارد مبتلا به كوليت اولسراتيو و گروه كنترل</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>35</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=482&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : بيماري التهابي روده (IBD)  يك اصطلاح عمومي براي گروهي از اختلالات التهابي مزمن با علت ناشناخته است كه دستگاه گوارش را در گير مي كند. طبق مطالعات پراكنده صورت گرفته برخلاف تصورات قبلي ، شيوع اين بيماري در كشور ما نيز روبه افزايش است. اگر چه علل اين بيماري ناشناخته است ، پيشرفت هاي اخير در فهم ژنتيك ، ايمونولوژيك و عوامل محيطي در آستانه شناخت اتيولوژي اين اختلالات پيچيده صورت گرفته است. يكي از مواردي كه مطالعات زيادي روي آن صورت گرفته است ، بررسي سطح سرمي ويتامين D در بيماران IBD مي باشد. با توجه به عملكرد ويتامين D در ساپرس كردن سيستم ايمني دانشمندان در حال بررسي نقش ويتامين D در پاتوژنزو درمان بيماري هاي اتوايميون مي باشند. در اين طرح به مقايسه سطح سرمي 1و25 دي هيدروكسي ويتامينD3 در بيماران مبتلا به كوليت اولسراتيو . افراد سالم پرداختيم ، تا به اين سوال پاسخ دهيم كه آيا ويتامين D  در افراد مبتلا به بيماري كوليت اولسراتيو با افراد سالم متفاوت است؟  مواد و روشها : اين مطالعه به صورت مقطعي انجام شد كه در آن نمونه سرم 60 نفر از بيماراني كه پس از كولونوسكوپي و كنار گذاشتن ديگر علل برايشان تشخيص بيماري كوليت اولسراتيو گذاشته شده است ، از بانك اطلاعات بيماري التهابي روده در مركز تحقيقات گوارش و كبد گرفته شد و پس از بررسي معيارهاي خروج وارد طرح شدند. جهت گروه كنترل طرح نيز از نمونه سرمي 60 نفر از افراد بدون سابقه ناراحتي گوارشي كه به مركز سازمان انتقال خون شهر گزگان جهت اهدا خون مراجعه داشتند، پس از همسان سازي از نظر سن و چنس (به نسبت يكسان در گروه مورد وشاهد) و همچنين با توجه به معيارهاي خروج طرح ، استفاده شد. سپس ميزان سطح سرمي ويتامين Dاندازه گيري گرديد. پس از جمع آوري نمونه ها سطح سرمي ويتامين D در دو گروه مورد تجزيه و تحليل آماري به روش t-testb قرار گرفت.  يافته ها : بر اساس نتايج حاصل از اين تحقيق ، ميانگين سطح سرمي ويتامينD در گروه بيماران 32/03ودر گروه شاهد 37/78 مي باشد(P-Value=0/005) . همچنين ميانگين سطح سرمي ويتامين D در مردان 41/45 ودر زنان 30/69 مي باشد(P-Value&lt;0/01).  و در نهايت ، سطوح ميانگين ويتامينD در گروه پروكتيت 54/46، در گروه ركتوسيگموئيديت 26/51ودر گروه پان كوليت 18/21 مي باشد(P_value&lt;0/001)  .   نتيجه گيري : در بيماران مورد مطالعه ي ما سطح سرمي پايين تري از ويتامين D نسبت به افراد سالم مشاهده شد، كه با توجه به نقش ويتامينD در تعديل سيستم ايمني و همچنين با توجه به اين كه نمونه خون بيماران در بئو تشخيص بيماري و قبل از مصرف كورتون گرفته شده است شايد بتوان گفت كمبود ويتامينD در پاتوژنز بيماري التهابي روده نقش داشته و احتمال ابتلا به كوليت اولسراتيو و يا علامتدار شدن بيماران را بالا برده است. در ضمن با وسعت گرفتن ناحيه ي در گير روده شطوح پايين تري از ويتامين D گزارش شد ، به عبارتي در سطوح پايين تر ويتامينD شدت التهاب و درگيري روده بيشتر بوده است. همچنين زنان از سطوح سرمي پاين تر ويتامين Dنسبت به مردان برخوردار بودند كه اين امر ممكن است به دليل وجود پوشش در زنان و محروميت آنان از نور خورشيد باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : بيماري التهابي روده ، كوليت اولسراتيو، ويتامين D</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>سميه برزنوني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر تقي اميرياني</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر افسانه برقعي -سيما صديقي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>483</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths483</thesis_code>
	<call_no>uni61ths483</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اپيدميولوژي و تظاهرات باليني و آزمايشگاهي بيماران مبتلا به بروسلوز بستري شده در بخش عفوني مركز آموزشي درماني 5 آذر گرگان از اول شهريور 1383 تا پايان شهريور 1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>38</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=483&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : بروسلوز بيماري عفوني مزمن شايع مشترك بين انسان و دام مي باشد كه از حيوانات به انسان منتقل مي گردد. مطابق گزارش WHO فراواني يروسلوز انساني و حيواني در دو دهه اخير در حوزه درياي مديترانه و كشورهاي خاورميانه و غرب آسيا و بخش هايي از آمريكاي جنوبي و آفريقا گسترش يافته است. در ايران نيز بروسلوز شابعب است ، با توجه به اينكه استان گلستان استاني است كه يكي از مشاغل اصلي مردم آن كشاورزي و دام داري مي باشد و با توجه به اينكه مطالعه جديدي در اين زمينه وجود ندارد از اين رو بر آن شديم تا به بررسي اپيدميولوژيك بيماري بروسلز بپردازيم . از آنجايي كه مركز آموزشي درماني 5 آذر گرگان يك مركز مهم و اصلي در گرگان به شمار مي آيد از اين رو اين مركز به عنوان محل تحقيق انتخاب شد. هدف كلي اين طرح تعيين اپيدميولوژي و تظاهرات باليني و آزمايشگاهي بيماران مبتلا به بروسلز بستري شده در بخش عفوني مركز آموزشي درماني 5 آذر گرگان از اول شهريور 1383 تا پايان شهريور 1387 مي باشد. با توجه به شيوع بالاي بروسلوز و عدم آگاهي از وضعيت بيماري در منطقه و به منظور به روز كردن اطلاعات اپيدميولوژيك و تعيين فراواني نشانه هاي باليني و آزمايشگاهي انجام مطالعه مذكر ضروري مي باشد و از نتايج به دست آمده مي توان ب اي برنامه ريزي مناسب و كنترل بيماري استفاده نمود.   مواد وروش ها : اين مطالعه از نوع توصيفي - مقطعي بوده است. به صورت سرشماري كليه پرونده هاي بيماران مبتلا به بروسلوز موجود در آرشيو بيمارستان 5 آذر گرگان از اول شهريور 1383 تا پايان شهريور 1387 طي 5 سال كه شامل 100 پرونده بود بررسي شدد كه 23 پرونده به دليل كامل نبودن اطلاعات و بيماراني كه زمينه اي كانسر ، شيمي درماني ، كلاژن واسكولار و سل فعال داشتنداز مطالعه خارج شدند. جمع آوري داده ها از طريق چك ليست شامل سوالاتي در مورد اهداف اختصاصي مطالعه انجام شد. چك ليست شامل متغيرهاي سن -جنس- شغل- تحصيلات- قوميت -محل سكونت-سطح سواد- سابقه مصرف مواد لبني غير پاستوريزه سابقه تماس با دام - سابقه بروسلوز قبلي- سابقه بيماري همراه - سابقه مصرف دارو- علائم باليني- يافته هاي باليني - عوارض -آزمايشات بود. اطلاعات بدست آمده براي توصيف اطلاعات از جداول و نمودارها استفاده شد.  يافته ها : در اين مطالعه علت ابتلا بيشتر مردان (74%) نسبت به زنان (26%) ، با توجه به فراواني شغلهاي با خطر بالا در بين مردان كه منجر به اين بيماري مي شود قابل توجيه بود. ابتلا روستاييان 72/2% جمعيت بيمار را تشكيل مي دادند كه با 35/1% بي سوادي و 48/1% سطح سواد پايين تر از ديپلم و مصرف مواد لبني غير پاستوريزه و مجاورت انسان با دام كه علت اصلي انتلا به بيماري بروسلوز در اين مطالعه بودند، قابل توجيه مي باشد. تظاهرات غير اختصاصي شامل ضعف 93%، تب 66/2%، درد مفاصل 58/4%، درد كمر58/6%، تعريق شبانه 37/7%، درد عضلاني28/6%، تندرنس ساكروايلياك59/7%،آرتريت زانو15/6% ، بزرگي طحال9/1%، آرتريت هيپ7/8% و بزرگي كبد1/3% بود. آنمي در مردان 77/2% ودر زنان 40% را تشكيل مي دادند كه در اين طرح قابل توجيه بود.  نتيجه گيري : با توجه به كل مطالعه و مباحث مطرح شده اكثر علائم باليني به جز درد ساكروايلياك و تست هاي آزمايشگاهي معمول به جزء كشت خون براي تشخيص بروسلوز كمك كننده نيست و فقط ظن باليني قوي به احتمال بروسلوز با توجه به اپيدميولوژي بيماري و شغل بيمار و سابقه تماس با دام مي تواند پزشك را به سوي تشخيص بيماري راهنمايي كند ، و انجام تستهاي سرولوژي در اين قسمت مي تواند براي تشخيص بيماري بسيار كمك كننده باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : بروسلوز، علائم باليني ، علائم آزمايشگاهي</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>آمنه هزاره</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر رقيه گلشا</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>484</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths484</thesis_code>
	<call_no>uni61ths484</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اثر هورمونهاي تيروئيد بر روي فوليكولهاي موي سر</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>29</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=484&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : تاثير عوامل محيطي و ژنتيكي بر رويش موهاي انسان از مدتها قبل شناخته شده و مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. اما تاثير دقيق هورمونهاي تيروئيدي بر فوليكولهاي موي سر هنوز جاي بحث دارد.   روش كار : اطلاعات مورد نياز بر اساس جستجوي متون در سايتهاي مختلف شامل PubMed وSCOPUSو...... انجام شد. كليد واژه هاي مورد استفاده شامل تركيبي از Thyroid hormoneALopecia,hair loss و ... بود.   نتايج : نشان داده شده است كه TH بر پيگمانتاسيون فوليكولهاي مو تاثير دارد. هنوز شواهدي مبني بر اينكه TH مستقيما روي رشد فوليكولهاي موي انسان يا جرخه مو تاثير مي گذارد وجود ندارد. اما در مطالعات مختلف انجام تستهاي روتين عملكرد تيروئيد براي كليه كوذكان مبتلا به آلوپسي آره آتا توصيه شده است.   نتيجه گيري : با توجه به مطالعاتي كه تاكنون در زمينه تاثير هورمونهاي تيروئيدي بر رشد و تكامل فوليكولهاي موي انسان ، چه در محيط آزمايشگاه و چه در محيط بدن ، انجام شده است به نظر مي رسددرمان اختلالات تيروئيدي در بيماران مراجعه كننده با انواع آلوپسي به خصوص آلوپسي منطقه اي (آره آتا) مي تواند يكي از روشهاي مناسب همراه درمانهاي ديگر اين بيماري باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : هورمونهاي تيروئيدي ، آلوپسي، فوليكولهاي موي سر.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>نسيم سرهنگي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محسن نوروزيان</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر فاطمه فدايي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>485</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths485</thesis_code>
	<call_no>uni61ths485</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي فراواني اختلالات رواني و برخي عوامل دموگرافيك مرتبط در فرزندان نوجوان بيماران دو قطبي I مراجعه كننده به بيمارستان 5 آذر گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>34</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=485&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : يكي از اختلالات مهم رواني كه از شيوع بالاي برخوردار است و از عوامل مهم ازكارافتادگي محسوب ميگردد اختلالات خلقي خلقي است. اختلالات خلقي گروهي از اختلالات باليني هستند كه احساس تسلط از بين رفته و فرد رنج و عذابي عظيم مي كشد. در سالهاي اخير توجه پژوهشگران به جمعيتهاي در معرض خطر مانند كودكام و نوجوانان داراي والدين مبتلا به اختلالات دو قطبي و خطر ابتلاي آنها به اين اختلال يا سلير اختلالات روانپزشكي متمركز شده است. اين مطالعه براي بررسي فراواني اختلالات رواني در فرزندان بيمار مبتلا به اختلال دوقطبي(باي پولار) با استفاده از آزمون SCL-9OR انجام شد.   مواد و روشها : در اين مطالعه از نوع توصيفي - تحليلي ، 160 نوجوان داراي والد مبتلا به اختلال دو قطبي I وارد مطالعه شدند. اجراي اين طرح با پرسشنامه SCL-9OR بود. طبق اين آزمون فردي داراي اختلال رواني است كه در يك مقياس با بيشتر ، نمره 1 يا بيشتر از آن آورده باشد. يك سري سئوالات اضافي در اين آزمون وجود داشتند كه در تصحيح دخالت داده نشدند. نمراتي را كه فرد در سئوالات مربوط به هر قسمت مي آورد با هم جمع كرده و بر تعداد سئوالات مربوطه تقسيم كرديم . ميانگين نمرات 1 و بالاتر از آن حالت مرضي( اختلال خفيف تا متوسط) و بالاتر از 3 اختلال شديد را نشان مي داد. داده ها پس از كد بندي و ورود به نرم افزار آماري SPSS-16 با آزمونهاي آماري كاي دو و تي - تست و فيشر در صورت لزوم تجزيه و تحليل شدند. يافته ها : در اين مطالعه سن ابتلا در والدين در محدوده بين 28 تا 61 سال و ميانگين انحراف معيار آن 8/70-43/53 سال سن فرزندان مورد بررسي بين 11تا 20 سال و ميانگين انحراف معيار آن 2/8-16/23 سال بوده است. بين متغييرهاي وسواس ، حساسيت، خصومت، فوبيا، پارانوئيا و جنسيت فرزندان ارتباط معناداري مشاهده شد. وسواس و فوبيا با ميانگين سن والدين در هنگام تشخيص و افسردگي ، اضطراب، خصومتو پارانوئيا با ميانگين سن فرزند ارتباط معنادار آماري دارد.  سطح تحصيلات فرزندان با اختلالات روانشناختي در ابعاد (حساسيت-افسردگي-پارانوئيا) ارتباط معناداري داشت. جنون (سايكوز) در فززنداني كه پدر مبتلا داشتند به طور معناداري بيشتر از كساني بود كه مادرشان مبتلا بود . اختلال افسردگي با رتبه تولد فرزند ارتباط معناداري نشان داد اما از نظر فصل تولد يا محل سكونت هيچ اختلاف معناداري وجود نداشت.   نئتيجه گيري : بايد توجه ويژه اي به فرزندان بيماران مبتلا به انواع اختلالات روان شناسي مبذول داشته شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : اختلا ل دوقطبي ، فرزندان ، والدين مبتلا ، آزمون SCL-90</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>رضا بخشي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر هادي سالاري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر حميد رضا شكوري</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>486</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths486</thesis_code>
	<call_no>uni61ths486</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اثرات متادون تراپي بر روي الكتروكارديوگرام در بيماران مراجعه كننده به مركز متادون تراپي بيمارستان 5 آذر</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>44</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=486&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : در حال حاضر متادون يكي از داروهاي اساسي براي سم زدايي است و درمان نگهدارنده سوء مصرف كنندگان مواد اپيوئيدي كاربرد وسيعي دارد، به دليل هزينه پايين و قانوني بودن مصرف آن اكثر بيماران اصرار بر مصرف دوز بالاي آن دارند ولي از آن جا كه متادون داراي عوارض خطر ناك قلبي نظير تورساد پوينت و افزايش فاصله QTcمي باشد ، هدف از انجام اين مطالعه تعيين اثرات متادون تراپي بر روي الكتروكارديوگرام در بيماران مراجعه كننده به مركز متادون تراپي بيمارستان 5 آذر در سال 89-88 مي باشد.     مواد و روشها : از بيماراني كه جهت شروع متادون تراپي به مركز متادون تراپي بيمارستان 5 آذر در سال 89-1388 مراجعه نمودند 60 نفر به صورت تصادفي انتخاب شدند كه 57 نفر مذكر و 3 نفر مونث بودند و ميانگين سني در اين گروه 32/71 سال بود. افراد بر اساس ميزان متادون دريافتي به دو گروه 27 نفره و يك گروه 26 نفره كه به ترتيب (35-0)mg، (55-35)و(55)   متادون در روز دريافت مي كردند تقسيم شدند. از افراد سالم نيز 60 نفر كه داراي الكتروكاديوگرام نرمال (فاز اول) بودند به صورت تصادفي انتخاب شدند و وارد مطالعه شدند. در افراد سالم فواصل الكتروكارديوگرام (فاز اول) مورد ارزيابي قرار گرفتند و ميانگين آن ها جهت مقايسه با گروه مواجهه با متادون جهت ورود به مطالعه تعيين گرديد. در افراد مواجهه با متادون نيز فواصل الكتروكارديوگرام (فاز اول) مورد ارزيابي قرار گرفتند و افرادي كه داراي يافته هايي در طيف ميانگين داده هاي گروه سالم بودند وارد مطالعه شدند. بين متغيرهاي الكتروكارديوگرام گروه سالم و افراد مواجهه با متادون كه وارد مطالعه شدند از نظر آماري اختلاف معناداري وجود نداشت. (P-Value&lt;0/05) از افراد مواجهه با متادون 1 ماه بعد (فاز دوم مطالعه) و 5ماه بعد(فاز سوم مطالعه) نيز الكتروكارديوگرام گرفته شد و الكتروكارديوگرام هاي هر سه فاز توسط متخصص محترم فلب تفسير گرديد و كليه فواصل الكتروكارديوگرام مورد ارزيابي قرار گرفتند.   يافته ها : اين مطالعه نشان داد كه بين طول دوره متادون تراپي و طول موج P، ارتفاعموجP،فاصله PR وفاصله QTc اختلاف معناداري وجود دارد (PValue&lt;0/05) ولي بين طول دوره متادون تراپي و طول كمپلكس QRS ، معكوس شدن موج T و بالا رو و پايين رو شدن قطعهST اختلاف معناداري وجود نداشت . (PValue&gt;0/05) از آن جايي كه در تمام بيماران و در هر سه فاز دو موج T,ST نرمال بودند، طول دوره متادون تراپي بر روي آن ها تاثيري نداشت. همچنين بين متادون تراپي و دوز مصرفي(در هر سه گروه طبقه بندي شده در مطالعه) آن اختلاف معنا اري وجود نداشت.(PValue&gt;0/05) بين متادون تراپي و سن همبستگي وجود نداشت. (pValue&gt;0/05) .   نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان داد كه در دوزهاي مهمول كمتر از 120mg متادون عليرغم افزايش فاصله QTc ، خطر جدي براي بيماران وجود ندارد. متادون تراپي روي متغيرهاي الكتروكارديوگرام بيماران تاثير دارد وليكن ارتباطي با دوزاژمتادون گزارش نشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : متادون تراپي، تغييرات الكتروكارديوگرام</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>محمد جواد زره ساز- سميه فرجي پور</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر عارف صالحي - هادي سالاري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر حميدرضا شكوري</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>487</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths487</thesis_code>
	<call_no>uni61ths487</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي علل فلوتر چشمي و يافته هاي همراه در مراجعين به مطب چشم پزشكي شبكيه و كلينيك چشم بيمارستان 5آذر گرگان در سال 1388</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>43</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=487&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : (Floater) به نقاط يا نوارهاي كوچك تيره و مبهمي گفته مي شود كه در ميدان بينايي برخي افراد ظاهر مي شود. علل ايجاد كننده اين شكايت شايع چشمي بسيار متنوع هستند و در برخي موارد مي توانند تهديد كننده بينايي باشند. با توجه به عوارض ناشي از عدم درمان مشكلات جدي كه مي تواند در اثر اهميت ندادن به Floater و جرقه هاي نوراني به وجود بيايد، در اين مطالعه به بررسي علل ايجاد Floater و يافته هاي همراه در مراجعين به مطب چشم پزشكي شبكيه و كلينيك چشم بيمارستان 5آذر گرگان پرداختيم.   مواد و روشها : در اين مطالعه توصيفي مقطعي كليه افرادي كه طي 6 ماه پايان سال 1388 با شكايت Floater يا photopsia به مطب چشم پزشكي شبكيه و كلينيك چشم پزشكي بيمارستان 5 آدر گرگان مراجعه كرده بودند، به روش سرشماري با تكميل پرسشنامه و انجام معاينه وارد مطالعه شدند كه از اين تعداد 164 مورد floater بودند. ا طلاعات كدبندي شده ، وارد رايانه شده و شاخصهاي مركزي وپراكندگي محاسبه شد.    يافته ها : در بين افراد مبتلا تعداد زنان مبتلا تقريبا دو برابر مردان بود (59مرد و 105زن) . در بين گروههاي سني 10 ساله ، افراد بيشتر از 60 سال بيشترين تعدادرا تشكيل مي دادند. قوميت فارس با 84% بيشترين قوميت را تشكيل مي داد. از نظر سطح سواد، افراد زير ديپلم بيشترين تعداد بودند. پس از زنان خانه دار ، شغل آزاد بيشترين شغل افراد ميتلا بود. از نظر مصرف سيگار 34نفر(20/7%) سابقه مصرف داشتند. اكثريت زنان در وضعيت منوپوز بودند. از نظر مصرف قرص ضدبارداري اكثريت زنان قرص مصرف نمي كردند. نزديك بيني و كاتاراكت بيشترين بيماري هاي چشمي همراه بودند. هيچكدام از افراد مورد بررسي دارايسابقه انفاركتوس ميوكارد يا سكته مغزي وجداشدگي شبكيه نبودند. در معاينه چشمي جداشدگي خلفي ويتره (PVD) در تعداد زيادي ازبيماران ديده شد(84/1%) اما ساير يافته هاي چشمي تعداد كمي از بيماران را شامل ميشد. در مورد بيماريهاي زمينه اي همراه در بيماران، چربي خون بالا از ساير موارد بيشتر ديده شد(43نفر).   نتيجه گيري: در اين مطالعه و ساير مطالعات ، افزايش سن، جنسمونث و ميوپي از عوامل خطر مرتبط با PVD بوده اند . از نظر يافته هاي معاينه چشمي ، 138 نفرPVD داشتند كه معدل 84/1% افراد بود و خونريزي شبكيه در 10 نفر از افراد مورد بررسي ديده شد. اين نتيجه با ساير مطالعات مشابه بود. در مطالعه ما Retinal detachment وجود نداشت كه علت آن مي تواند پذيرش زودهنگام بيماران و توصيه به  پرسنل بهداشتي جهت پذيرش اورژانسي و بدون نوبت بيماران Floaterوphotopsia و درمان زودهنگام آن باشد. با توجه به اهميت PVD در تشخيص و درمان زودرس براي جلوگيري از عولرض بعدي و خطرناك بايد به شكايت Floater در ميدان ديدبيماران دقت كافي را مبذول داشت.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي :     فلوتر، فتوپسي، جداشدگي خلفي ويتره</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>نيلوفر عبدالهيان</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد مهدي مطهري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
</theses_set>