<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<theses_set>
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>488</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths488</thesis_code>
	<call_no>uni61ths488</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي مقايسه اي ميزان بي دردي پس از جراحي شكستگي اندام تحتاني با بيهوشي اسپاينال فنتانيل همراه با ماركائين و ماركائين به تنهايي</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>33</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=488&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : با توجه به مطالعات انجام شده در زمينه اثرات داروهاي مختلف بيهوشي نخاعي بر ميزان بي دردي پس از عمل و اهميت ويژه افزايش مدت بي دردي به خصوص در بيماران داراي اعمال جراحي بزرگ مانند جراحي هاي ارتوپدي، در اين مطالعه بر آن شديم تا در اين افراد به مقايسه دو داروي ماركائين(بوپيواكائين) يا فنتانيل به همراه ماركائين بپردازيم.    مواد و روشها : اين مطالعه از نوع كارآزمايي باليني تصادفي يك سو كور بوده است. كليه بيماراني كه به دليل شكستگي اندام تحتاني ( شامل فمور و ساق پا) در بيمارستان 5 آذر گرگان بستري شده و تحت عمل جراحي قرار مي گرفتند وارد مطالعه مي شدند. بيماران مورد بررسي به صورت تصادفي يكسو كور (بيمار در جريان نوع بي دردي قرار نداشت) در دو گروه قرار مي گرفتند. يك گروه با استفاده از تركيب 3 سي سي ماركائين و 20 ميكروگرم فنتانيل (0/4سي سي) و ديگري با 3 سي سي ماركائين به تنهايي تحت بي هوشي اسپاينال قرار مي گرفتند. پس از انجام عمل جراحي مدت زمان بي دردي و شدت آن ( معيار ديداري شدت درد يا VAS) توسط مجري ثبت مي شد. اطلاعات به دست آمده در نرم افزار آماري SPSS-16 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. براي آناليز پس از به دست آوردن شاخصهاي مركزي و پراكندگي از تستهاي آماري مانند كاي دو و تي تست استفاده شد.   يافته ها : در اين مطالعه دو گروه 26 نفري به عنوان مورد (گروه تركيب فنتانيل و ماركائين) و شاهد( ماركائين به تنهايي) مورد بررسي قرار گرفتند. ميانگين سني بيماران 2/26-44 سال بود. مردان 36 نفر (69/2%) و زنان 16 نفر (30/8%) بودند. از نظر مدت بي دردي پس از عمل جراحي در بين دو گروه اختلاف آماري معناداري مشاهده شد. بدين ترتيب كه در گروه مورد بيشتر از گروه شاهد بود. امتياز ديداري كه بيماران به شدت درد خود دادند از 0 تا 3 امتياز بوده و بالاتر از آن گزارش نشد. اكثريت افراد هيچ دردي نداشتند(امتياز صفر). اختلاف ميانگين امتياز ديداري درد دو گروه به طور معناداري اختلاف داشت و در گروه تركيبي از گروه ماركائين تنها كمتر بود.    نتيجه گيري : با توجه به اثر بخشي فنتانيل و ماركائين در بي دردي پس از عمل جراحي ، پيشنهاد مي شود اين دارو نيز در بيهوشي هاي اسپاينال مورد استفاده قرار گيرد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : فنتانيل ، ماركائين ، بي دردي.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>محسن عسكرزاده</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر اراز بردي قورچايي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر كاظم كاظم نژاد</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>489</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths489</thesis_code>
	<call_no>uni61ths489</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>مقايسه تاثير بي هوشي عمومي و بي حسي نخاعي ، بر ميزان كاهش هموگلوبين و هماتو كريت پس از سزارين هاي غير اورژانسي ، در زنان گراويد يك سزارين شده در بيمارستان دزياني گرگان ، در سال هاي 1386 تا 1388</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>40</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=489&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : ميزان شيوع زايمان سزارين هر سال رو به افزايش بوده است ، و با گسترش انديكاسيون هاي آن به علل گوناگون ، بايد عوارض احتمالي ناشي از زايمان سزارين بر روي مادر و جنين مد نظر قرار گيرد. مطالعات مختلفي نشان داده اند كه ، بي هوشي عمومي در مقايسه با بي حسي نخاعي مي تواند در از دست دادن خون بيشتري در هنگام زايمان سزارين نقش داشته باشد. از طرفي مطالعاتي هم به اين نتيجه رسيده اند كه تفاوت معني داري در از دست دادن خون بين بيماران تحت بي هوشي عمومي و بي حسي موضعي وجود ندارد. بنابر اين مطالعه حاضر با هدف مقايسه تاثير دو روش بي هوشي عمومي و بي حسي نخاعي بر تغييرات هموگلوبين و هماتوكريت پس از زايمان سزارين غير اورژانسي در زنان گراويد يك بيمارستان دزياني گرگان ، انجام شد.   مواد و روشها : در اين مطالعه كوهورت گذشته نگر در بيمكارستان دزياني گرگان ، 200 خانم حامله گراويد بدون بيماري و عارضه خاص ، كه به روش هاي بي هوشي عمومي و بي حسي نخاعي سزارين شده بود ند، به طور تصادفي به دو گروه 100 نفري تقسيم شدند و داده هاي دموگرافي و آزمايشگاهي و مقدار سرم مصرفي از پرونده هاي آنان استخراج و با آزمون تي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.   يافته ها : زنان سزارين شده در ميانگين سني ، سن حاملگي ، قوميت، علل سزارين و گروه هاي خوني از لحاظ آماري اختلاف معني داري نداشتند، همچنين بين دو گروه بي هوشي عمومي و بي حسي نخاعي از لحاظ كاهش هموگلوبين و هماتوكريت پس از عمل جراحي سزارين ، اختلاف معني داري وجود نداشت.   نتيجه گيري : نتايج مطالعه حاضر نشان داد كه ، در مقايسه بين بي هوشي عمومي و بي حسي نخاعي در زنان بدون بيماري و عارضه خاص ، از لحاظ كاهش سطح هموگلوبين ، اختلاف معني داري وجود ندارد و اين دو روش در زايمان سزارين به يك اندازه قابل اطمينان مي باشند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : زايمان سزارين ، بي هوشي عمومي ، بي حسي نخاعي ، هموگلوبين ، هماتوكريت ، زنان گراويد يك</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>محمد تقي قرباني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر الهام مبشري</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>490</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths490</thesis_code>
	<call_no>uni61ths490</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي كيفيت خواب و ارتباط آن با سلامت عمومي در معلمان زن شاغل در مدارس دولتي شهر گرگان در سال 1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>56</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=490&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : اختلال خواب يكي از شايع ترين اختلالات و بيماري ها در انسان مي باشد كه بسياري از اين اختلالات با سن ، جنس، وضعيت سلامت جسمي ، فعاليت هاي شغلي ارتباط مستقيم دارد. همچنين سلامت رواني معلمان بدليل نقش مهمي كه در سلامت فكري و رواني دانش آموزان ايفا مي كنند، بيش از ساير طبقات اجتماعي مورد نظر و با اهميت است. لذا اين مطالعه با هدف تعيين كيفيت خواب معلمان زن و ارتباط آن با سلامت عمومي در گرگان انجام گرفته است.   مواد و روشها : در اين مطالعه توصيفي -تحليلي ، تعداد 375معلم زن شاغل در مدارس دولتي دخترانه شهرستان گرگان با استفاده از پرسشنامه هاي استاندارد كيفيت خواب پيتزبرگ (pSQI) و سلامت عمومي (GHQ-28) مورد بررسي قرار گرفتند. داده ها با آزمون هاي Chi square و تست دقيق فيشر با استفاده از نرم افزار آماري spss16 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.   يافته ها : نتايج مطالعه نشان داد كه از 375 معلم زن مورد مطالعه ، 291 نفر(77/6%) كيفيت خواب مناسب و 84 نفر(22/4%) كيفيت خواب نامناسب داشتند. همچنين از جمعيت مورد مطالعه ، 280 نفر(74/7%) از سلامت عمومي مطلوب و 95نفر(25/3%) از سلامت عمومي نا مطلوبي برحوردار بودند. بين كيفيت خواب و سلامت عمومي معلمان زن ، رابطه مستقيم و معنا دار از نظر آماري وجود داشت(P&lt;0/001، ci=1/93-3/78) or=6/43 . همچنين بين كيفيت خواب با وضعيت تاهل ، وضعيت اقتصادي و سابقه كاري ارتباط معناداري از نظر آماري ديده شد. (P&lt;0/.5).  نتيجه گيري : اين مطالعه نشان داد كه كيفيت خواب معلمان زن گرگان در مقايسه با گروه هاي ديگر شغلي و نيز در مقايسه با ساير خانم ها در كشور هاي پيشرفته ، حد اقل از استاندارد قابل قبولي برخوردار است. توامان سلامت عمومي خانم هاي معلم شهرستان گرگان ، مناسب است. همچنين نتايج مطالعه نشان داد كه بين كيفيت خواب و سلامت عمومي معلمان رابطه مستقيم و معنادار آماري وجود دارد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : كيفيت خواب ، سلامت عمومي ، معلمان زن.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>محبوبه آزاده راه</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر حميد عبادي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>492</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths492</thesis_code>
	<call_no>uni61ths492</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي شيوع علائم باليني سندرم پيش از قاعدگي و سندرم ملال پيش از قاعدگي در دانشجويان دختر رشته پزشكي دانشگاه علوم پزشكي گلستان در سال 1389</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>54</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=492&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : ارتباط بين عملكردهاي توليد مثلي زن ها و اختلالات خلفي براي قرن ها به عنوان يك اصل پذيرفته شده است.(premenstrual syndrome) يا به اختصار PMS عبارتست از مجموعه اي از تغييرات پريشان كننده فيزيكي ، سايكولوژيك يا رفتاري كه در طي فاز لوتئال هر سيكل ماهانه عود مي كند و اگر منجر به اختلال در فعاليتهاي خانوادگي ، اجتماعي يا كاري شود، سندرم ملال پيش از قاعدگي ناميده مي شود (premenstrual dysphoric disorder)  يا به اختصار PMDD,PMS و رنج سني آن اكثرا جوانان هستند و اثراتي كه بر فعاليتها و رفتارهاي خانوادگي، تحصيلي و شغلي فرد مي گذارد ، بر آن شديم تا مطالعه اي در مورد شيوع علائم باليني PMDD,PMS در دانشجويان دختر رشته پزشكي دانشگاه علوم پزشكي گلستان داشته باشيم.   مواد و روشها : اين مطالعه ، از نوع مقطعي با رويكرد توصيفي - تحليل مي باشد. جمعيت مورد مطالعه دانشجويان دختر مشغول به تحصيل رشته پزشكي دانشگاه علوم پزشكي گلستان مي باشند. پرسشنامه اي كه جهت جمع آوري اطلاعات تنظيم گرديده ، بر اساس كرايترياي DSM-IV-TR براي تشخيص PMDD و كرايترياي ACOG براي تشخيص PMS طراحي شده است. نتايج به صورت جدول و محاسبه پارامترهاي مركزي و پراكندگي توصيف و با استفاده از آزمون هاي كاي-دو و t ، تجزيه و تحليل شده است.    يافته ها : از 162 دانشجوي دختر رشته پزشكي ، 93 نفر PMSداشتند(57/4%) و 37 نفرPMDD داشتند(22/8%) . شايعترين علامت جسمي در مطالعه ما احساس نفخ و افزايش وزن بود(45/7%) و كمترين ميزان شيوع مربوط به احساس خفگي و تنگي نفس بود(8%). شايعترين علامت خلقي در مطالعه ما احساس كاهش انرژي و خستگي پذيري سريع بود و كمترين شيوع در بين علائم خلقي مربوط به كاهش خواب شديد بود.  نتيجه گيري : بين سن و ابتلا به PMDD رابطه معنادار وجود داشت. به اين صورت كه با افزايش سن احتمال ابتلا به PMDD بالاتر ميرود. بين سن و ابتلا به PMS ارتباطي وجود نداشت. بين سن منارك و ابتلا به PMDD ارتباط معنادار وجود داشت. به اين معني كه هرچه منرك در سن بالاتري رخ دهد احتمال وجود PMDD افزايش مي يابد. ارتباطي بين سن منارك و شيوع PMS وجود ندارد. ارتباطي بين وضعيت تاهل و PMDD,PMS وجود ندارد. بالاترين درصد ابتلا به PMDD در گروه كارورزان ديده شد(38/5%)وكمترين درصد ابتلا به گروه علوم پايه بود(16/1%). اما ارتباط معناداري بين مقطع تحصيلي و شيوع PMDD,PMSديده نشد. بين  الگوي قاعدگي و ابتلا به PMDDپ,PMS ارتباطي وجود ندارد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : سندرم پيش از قاعدگي ، سندرم ملال پيش از قاعدگي ، دانشجويان دختر ، علائم باليني .</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>زينب اصغري</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر سپيده بخشنده نصرت</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر محمد صالحي - هادي سالاري</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>493</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths493</thesis_code>
	<call_no>uni61ths493</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اثر بخشي عمل واريكوسل به روش لوپ چشمي و انسيزيون اينكوينال در ميزان موفقيت ( تولد بعد از آن) در بيماران مبتلا به واريكوسل مراجعه كننده به بيمارستان هاي شهر گرگان در 5 سال اخير(1388-1383)</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>32</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=493&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : يكي از علل شايع نازايي مردانه ، واريكوسل است. شيوع بالاي ان در نازايي هاي ثانويه نشان مي دهد كه واريكوسل مي تواند در دراز مدت عملكرد بيضه را كاهش دهد. روشهاي درماني متعددي براي واريكوسل وجود دارندكه هدف تمام آنها از بين بردن جريان رو به عقب خون وريدي از طريق وريد اسپرماتيك داخلي است. هدف از انجام مطالعه ، بررسي ميزان موفقيت بعد از عمل واريكوسلكتومي(كه در اين مطالعه به عنوان تولد بعد از عمل در نظر گرفته شد)در شهرستان گرگان و ارتباط ميان ميزان موفقيت عمل با درجه واريكوسل در 5سال اخير بوده است.   مواد و روسها : اين مطالعه كوهرت گذشته نگر 264 بيمار به صورت تصادفي ساده از بين كليه بيماراني كه تحت عمل واريكوسل از سال 83 تا 88 قرار گرفته بودند انتخاب شده و همسران اين افراد از نظر تخمدان پلي كيستيك ، تستهاي هورموني مثل پرولاكتين ، تستهاي تيروئيدي ، FSH-LH ، سالپنژوگرافي و لاپاراسكوپي مورد بررسي قرار گرفته و نزادي كه خانمهايشان PCO داشته و يا با استفاده از سونوگرافي و يا روشاي ديگر مشكل ناباروري به علت مشكلات زنان همانند مشكللت آناتوميك رحم و يا رحم شاخه دار تشخيص داده شده بودند از مطالعه كنار گذاشته شده اند. آزمايش اسپرم به روش كامپيوتري COMPUTER ASSISTED ASSAY دو بار انجام شد. اطلاعات مربوط به درجه واريكوسل ، گزارش سونوگرافي ،نتيجه معاينه فيزيكي، گزارش اسپرماتوژنز قبل و بعد از داخل پرونده ها استخراج شد. داده ها با استفاده از آزمونهاي T-TESTوكاي دو در نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.    يافته ها : دو گروها از نظر آماري اختلاف معني داري نداشت و نيز با افزايش سن احتمال موفقيت كاهش ميافت . نتيجه در افرادي كه داراي واريكوسل يكطرفه بودند به طور معناداري بهتر از گروه دوطرفه بود. بطوري كه احتمال دادن تولد زنده در افراد داراي واريكوسل يكطرفه 2/8 برابر افراد داراي واريكوسل دوطرفه بود. همچنين از نظر درجه واريكوسل 2 گروه از نظرآماري اختلاف معني داري نداشتند. اما توزيع فراواني نتيجه عمل برحسب نوعواريكوسل (ائليه يا ثانويه ) در دو گروه از نظر آماري تفاوت معناداري نشان داد. از نظر ميانگين طول مدت عمل تا موفقيت 2 گروه از نظر آماري اختلاف معني داري داشتند( واريكوسل ثانويه طولاني تر بود) . از نظر درجه بندي واريكوسل و نيز محل آن (يكطرفه يا دوطرفه) ، تفاوت معناداري از نظر فاصله زماني بين عمل واريكوسلكتومي تاموفقيت عمل جراحي وجود نداشت. اثر سن بر طول مدت تا موفقيت از نظر آماري معني دار نبود.   نتيجه گيري : نتايج اين مطالعه نشان داد كه عمل جراحي واريكوسلكتومي موجب نتيجه رضايت بخشي در باروري فرد شده و بنابراين توصيه مي شود كه انجام گردد هر جند فاصله زماني پس از عمل تا ايجاد نتيجه به نسبت سابر مطالعات زياداست اما براي دست يابي به نتيجه مطلوب بايد به بيمار توصيه كرد تا صبر داشته باشد. همچنين عليرغم آنچه به نظر مي رسد افرادي كه واريكوسل اوليه دارند نيز قابليت تولد بعد از عمل را دارند و بايد در اين پروسه مدنظر قرار گيرد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : واريكوسل ، تولد بعد از عمل، ناباروري.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>فاطمه شهمي زاد</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر بهروز قاضي مقدم</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>494</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths494</thesis_code>
	<call_no>uni61ths494</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي رابطه بين سطوح كلسترول تام سرمي خون با پيش آگهي بيماران پس از سكته ي مغزي ايسكميك حاد در بيماران بستري شده در مركز آموزشي درماني 5 آذر گرگان در سال 1388-1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>44</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=494&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : سكته مغزي يك عامل مهم مورتاليني و موربيديتي مي باشد كه عوامل خطر فراواني از جمله پرفشاري خون ، افزايش كلسترول خون ، مصرف سيگار و ...دارد ، سكته مغزي شامل دو نوع ايسكميك و خونريزي دهتده مي باشد، در مطالعات مختلف تقريبا ثابت شده است كه كلسترول بالا يك عامل خطر مهم براي وقوع سكته مغزي ايسكميك است ولي در برخي مطالعات از جمله مطالعه اي كه توسط آقاي لي و همكارانش در سال 2008 رو ي649 بيمار با سكته مغزي ايسكميك انجام شده است ، نشان داده شده كه پيش آگهي خوب 3 ماه بعد از سكته مغزي در بيماران داراي سطوح بالاتر كلسترول تام (TC) بطور مشخصي بيشتر از بيماران داراي سطوح سرمي كلسترول تام پايين تر است.(p&lt;0/05) ، به دليل شيوع سكته مغزي در كشورمان و اهميت بهبود هر چه بيشتر اين بيماران بر آن شديم كه در مطالعه اي رابطه بين سطوح كلسترول سرمي خون و پيش آگهي بيماران پس از سكته را بررسي نماييم.   مواد و روشها : در اين مطالعه بيماران با تشخيص سكته مغزي ايسكميك حاد بستري شده در اورژانس 5 آذر از تاريخ اول مهر ماه 1387 وارد حجم نمونه ي ما شدند، اولين سطح كلسترول تام سرمي آنها كه در 48 ساعت اول پس از بستري اندازه گيري شده ، ثبت گرديد، وضعيت عملكردي آنها در 48 ساعت اول پس از بستري از طريق Barthel index سنجيده شد و با وضعيت عملكردي آنها در 1 ماه بعد از بستري كه مجددا توسط Barthel index  و بصورت تلفني تعيين گرديد، مقايسه شد و رابطه ي سطوح كلسترول تام سرمي خون بيماران با پيش آگهي آنها پس از سكته مغزي ايسكميك مورد بررسي قرار گرفت .   يافته ها : سطوح سرمي كلسترول تام به دو گروه TC&lt;200mg/dl, TC&gt;200 mg/dl تقسيم بندي شدند كه براسا نتايج اين مطالعه وضعيت عملكردي بيماران با سطوح كلسترول بالا (TC&gt;200mg?dl) داراي افزايش بيشتري بوده است و اين نتيجه از نظر آماري معني دار بود. (PValue=0/05) .  نتيجه گيري : بر اسا برخي مطالعات آزمايشگاهي قبلي انجام شده علت ارتباط بين سطوح بالاتر كلسترول تام سرمي با پيش آكهي بهتر پس از سكته مغزي اسكميك را مي توان احتما لا به نقش بافري كلسترول و نقش خنثي كنندگي راديكال هاي آزاد و استرس اكسيداتيو و نقش نوروپروتكتيو آن مربوط دانست.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : سكته مغزي ايسكميك حاد، كلسترول تام سرمي، Barthel index</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>حامد نادري</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر داود فتحي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذر هوش- ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>495</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths495</thesis_code>
	<call_no>uni61ths495</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي مقايسه اي تغييرات هموديناميك و ميزان بي دردي پس از جراحي با تزريق بيهوشي اسپاينال ليدوكائين 5% و ماركائين 0/5%</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>27</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=495&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : ليدوكائين و بوپيواكائين (ماركائين) دو دارويي هستند كه براي بي حسي اسپاينال مورد استفاده قرار مي كيرند. هدف از مطالعه حاضر، مقايسه تاثير ليدوكائين 5% يا ماركائين 0/5% برمدت و ميزان بي دردي ونيز تغييرات هموديناميكي پس از عمل سزارين يا كورتاژ در زنان مراجعه كننده به بيمارستان درياني گرگان بود.   مواد و روشها : در اين مطالعه كارآزمايي باليني تصادفي يك سو كور، كليه زنان بارداري كه در بيمارستان دزياني بستري شده و تحت عمل جراحي (سزارين يا كورتاژ) قرار مي گرفتند به صورت تصادفي وارد مطالعه شدند. بيماران در دو گروه 40 نفري قرار گرفتند. يك گروه با ليدوكائين 5% و ديگري با ماركائين 0/5% درمان شدند. پس از عمل جراحي ، مدت زمان بي دردي و شدت آن و نيز تغييرات فشار خون توسط مجري ثبت شد. اطلاعات به دست آمده در نرم افزار آماري sps-16 مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت.   يافته ها : در اين مطالعه ، تغييرات هموديناميكي قبل از عمل در مورد فشارخون سيستولي معنادار بوده و در گروه ليدوكائين (11/43-122/38) بالاتر از گروه ماركائين (11/64-114/88) بود اما دياستول در دو گروه تفاوتي نداشت. فشارخون سيستول 15 دقيقه بعد و 60 دقيقه نيز در گروه ليدوكائين به طور معناداري بالاتر از گروه ماركائين بود.  در 5 دقيقه اول بعد از عمل جراحي ، گروه ماركائين از نظر فشارخون (سيستول و دياستول) نسبت به گروه ليدوكائين بالاتر بوده و وضعيت بهتري داشتند. اما پس از آن گروه ليدوكائين به نسبت وضعيت بهتري پيدا كرد . امتياز ديداري كه بيماران به شدت درد خود دادند از 0 تا30 امتياز بوده و بالاتر از آن گزارش نشد. اكثريت افراد هيچ دردي نداشتند(امتياز صفر) . اختلاف ميانگين امتياز ديداري درد در دو گروه به اختلاف معناداري نداشت. ميانگين مدت بي دردي در گروه ماركائين به طور معناداري بيشتر از ليدوكائين گزارش شد.   نتيجه گيري : به نظر مي رسد تاثير هر دو دارو بر روي ايجاد بي دردي تقريبا يكسان و مناسب باشد هرچند طول مدتي كه بيماران بدون درد پس از عمل جراحي سپري كرده بودنددر گروه ماركائين به طور معناداري بيشتر از ليدوكائين بود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : ماركائين ، ليدوكائين ، بي دردي، امتياز ديداري درد ، تغييرات هموديناميك.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>رويا فغاني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر اراز بردي قورچايي</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>496</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths496</thesis_code>
	<call_no>uni61ths496</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي ارزش پيش گويي كننده تست بدون استرس در زنان باردار پر خطر با سن حاملگي بين 37-41 هفته درمركز آموزشي درماني دزياني در سالهاي 1389-1388</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>38</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=496&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : با توجه به اهميت به دنيا آوردن فرزندان سالم تمايل زيادي براي ارزيابي سلامت جنين وجود دارد. امروزه تست بدون استرس شايعترين و اولين تست پيشنهادي جهت بررسي سلامت جنين در اكثر مطالعات مي باشد، لذا بر آن شديم حساسيت ،ويژگي و ارزش اخباري مثبت و منفي اين تست رادر زنان باردار پر خطر با سن حاملگي بين 41-37 هفته ارزيابي نماييم.   مواد و روشها :  زنان باردار با سن حاملگي 41-37 هفته كه داراي ريسك فاكتورهايي شامل پره اكلامپسي ، ديابت ، الگوهيدرآمينيوس ، پاره شدن زود رس غشاها ، احساس كاهش حركت جنين توسط مادر ، محدوديت رشد داخل رحمي بوده و از سالهاي 1389-1388 به مركز آموزشي درماني دزياني مراجعه كرده بودند تحت تست بدون استرس قرار گرفتند و پس از آناليز جواب تست بدون استرس و انجام زايمان ، وقوع عواقب جنين از جمله افت ضربان قلب در طي زايمان ، آپگار دقيقه اول و پنجم ، نياز به احيا ، نياز به بستري در NICU ، دفع مكونيوم زودهنگام ، مرگ ومير جنين و نوزاد مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت به اين صورت كه بيماران بر اساس نتيجه واكنشي يا غير واكنشي تست به دو گروه تقسيم شده و وقوع هواقب جنيني نامبرده با مشاهده بعد از زايمان در اين دو گروه مقايسه شد و از اين طريق حساسيت ، ويژگي، ارزش پيش گويي كننده مثبت و منفي تست در بروز اين عواقب جنيني تعيين شد.   يافته ها : بر اسا نتايج مطالعه حاضر بر روي بارداري هاي پر خطر حساسيت ، ويژگي ، ارزش اخباري مثبت و ارزش اخباري منفي تست در تعيين سر انجام نامطلوب جنيني شامل ( آپگار پايين دقيقه 1و5 افت ضربانت قلب به كمتر از 120 حين ليبر، نياز به احيا ، نياز به بستري در NICU ، دفع مكونيوم زود هنگام و مرگ جنين) به ترتيب 74/6%،43/2%،71%،48/1% بدست آمد.  نتيجه گيري : نتايج مطالعه فعلي گوياي اين مطلب است كه بدون تست بدون استرس تست مناسبي براي غربالگري مي باشد ولي در صورتي كه تست بدون استرس غير واكنشي باشد همواره نياز به انجام تست هاي تكميلي ارزيابي سلامت جنين وجود دارد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : تست بدون استرس ، بارداري پرخطر ، عواقب جنيني</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مريم كبوتري</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر الهام مبشري</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>497</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths497</thesis_code>
	<call_no>uni61ths497</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي ارتباط بين هوش هيجاني و رضايت زناشويي پرستاران متاهل دانشگاه علوم پزشكي گلستان در شهر گرگان در سال تحصيلي 89-88</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>42</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=497&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه هدف : مولفه هاي هوش هيجاني يك پيش بيني عمده براي شاخص هاي بهزيستي رواني (از جمله رضايت از زندگي ) و عملكرد بين فردي محسوب ميشوند از مطالعات اين چنين برداشت مي شود كه هوش هيجاني ، عاملي مهم ئر رسيدن به رضايت ، اهداف ، ارتباط رضايتمندانه ، بهداشت رواني، رهبري ، پيشرفت، خودشكوفايي، هيجانات مثبت ، رضايت شغلي ، پيشرفت تحصيلي و سلامت است و با مجموعه اي وسيع مانند رضايت زناشويي ، عملكرد شغلي ، روابط بين فردي ، خلق و مجموعه اي از اختلالات و صفات شخصيتي مرتبط است هدف اصلي مطالعه كنوني بررسي تفاوت سطوح هوش هيجاني و رضايت مندي زناشويي و تعيين ارتباط بين آنها در بين پرستاران متاهل شهر گرگان بوده است.   مواد و روشها : در اين مطالعه توصيفي تحليلي مقطعي 100 پرستار شاغل در بيمارستانهاي سهرستان گرگان به صورت نمونه گيري 2 مرحله اي انتخاب گرديدند. ابزار جمع آوري داده ها شامل پرسشنامه هاي ويژگيهاي دموگرافيك ، رضايت زناشويي، هوش هيجاني ،بار- آن بود. اعتبار پرسشنامه هوش هيجاني و رضايت زناشويي در مطالعات قبلي مورد تاييد قرار گرفتند . تجزيه تحليل داده ها با استفاده از آمارهاي توصيفي و آزمونهاي تحليلي تي تست و آناليز واريانس و ضريب همبستگي در نرم افزار SPSS-16 صورت پذيرفت. سطح معني داري در تمامي آزمونها 0/05 لحاظ گرديد.  يافته ها : نتايج مطالعه نشان داد كه ارتباطي بين هوش هيجاني افراد و سطح تحصيلات ، جنس و تعداد فرزندان ديده نشد. رضايت زناشويي نيز با سطح تحصيلات افراد و جنس ارتباط معناداري نداشت. ميانگين سني افرادي كه از زندگي زناشويي رضايت فوق العاده  اي داشتنداز ساير افراد بالاتر و كساني كه نارضايتي شديد داشتنداز بقيه پائين تر بود، هرچند ارتباط معناداري ديده نشد. بين هوش هيجاني و رضايت از زندگي زناشويي از نظر آماري ، ارتباط معنادار بود(p-Valur&lt;0/01) .  نتيجه گيري : نتايج اين مطالعه ، ارتباط بين هوش هيجاني و رضايت زناشويي بود. هر چند با متغييرهاي فردي ارتباطي ديده نشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : هوش هيجاني ، رضايت زناشويي ، پرستار، سن.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>هيلدا نوري حسيني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد صالحي</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>498</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths498</thesis_code>
	<call_no>uni61ths498</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي سطح سرمي ويتامين D در بيماران دريافت كننده پيوند كليه و گروه كنترل در استان گلستان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>21</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=498&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : مطالعات اخير نشان داده است كه در بيماران دريافت كننده پيوند كليه نيز احتمالا كمبود ويتامينD به علت دريافت داروهاي گلوكوكورتيكوئيد، مدت زمان كوتاه تماس با نور آفتاب و فاصله زماني طبيعي شدن عملكرد كليه پيوندي ديده مي شود. در اين مطالعه هدف ارزيابي سطح سرمي ويتامين D در بيماران دريافت كننده پيوند كليه و افراد سالم در استان گلستان بوده است.   مواد وروشها : در اين مطالعه مقطعي ، كليه بيماراني كه دريافت كننده پيوند كليه مراجعه كننده به درمانگاه 5 آذر و بخش خصوصي كه معيارهاي خروج از مطالعه براي آن ها لحاظ شده بود به عنوان جامعه مورد مطالعه شناخته شدند. جهت گروه كنترل طرح نيز از نمونه سرمي 49 نفر از افراد بدون سابقه ي هر گونه ناراحتي كليوي و كبدي به مركز سازمان انتقال خون شهر گرگان مراحعه داشتند.، باتوجه به معيارهاي خروج طرح استفاده شد. پس از اخذ رضابت نامه ، لبتدا اطلاعات فردي اجتماعي هر يك از بيماران ثبت شده سپس ميزان سطح سرمي ويتامين D ( به روش كيت الايزا) اندازه گيري شد. تمامي اطلاعات جمع آوري شده توسط فرم هاي اطلاعاتي در نرم افزار SPSS ذخيره شده و با استفاده از ايتن نرم افزار آناليز اطلاعات انجام شد. از تست هاي غيرپارامتريك براي مقايسه ميانگين ها و از آناليز رگرسيون خطي، تست كاي دو و تي تست استفاده شد.  يافته ها : در اين مطالعه، ميانگين سطح ويتامينD در بيماران كليوي 27/63-19/23 و افراد سالم 78/49-52/76 بود كه اين اختلاف سطح سرمي ويتامينD در دو گروه از نظر آماري معنادار بوده و در گروه دريافت كننده پيوندكليه حدود يك سوم افراد سالم بود. در گروه دريافت كننده پيوند كليه تنها يك نفر داراي سطح كافي ويتامينD بوده و اكثر بيماران دچار كمبود سطح ويتامين D بودند. همچنين در پيوند كليه ، ودر افراد مونث پائين تر از افراد مذكر بود. در پيوند كليه ، بين دو قوميت تفاوت معنادار آماري گزارش نشد، هرچند در افراد تركمن پايين تر از فارس بود. مدت زماني كه از پيوند كليه گذشته بود تاثير معناداري روي سطح ويتامين D نداشت و در افرادي كه مدت كمتري از پيوند كليه گذشته بود بالاتر بود.   نتيجه گيري : از نتايج اين مطالعه چنين مي تواند نتيجه گيري كرد كه شايد در افراد نرمال جامعه سطح ويتامين D در سطح مناسبي باشد اما در افراد پيوند كليه شديدا با كمبود و حتي فقدان ويتامين D مواجه هستيم كه اين موضوع مي تواند روي پروگنوز بلند مدت بيماران تاثير منفي داشته باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : سطح ويتامين D، پيوند كليه ، هايپوويتامينوز</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مريم باقريان لمراسكي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد موجرلو</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>499</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths499</thesis_code>
	<call_no>uni61ths499</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي نقش سيستم نيتررژيك در خواص محافظتي كره دهليزي بطني در زمان فيبريلاسيون دهليزي در كره دهليزي بطني جدا شده خرگوش در آزمايشگاه</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>98</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=499&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : اثرات نيتريك اكسايد برروي سيستم فلبي عروقي مطالعه شده است . هدف تحقيق حاضر مطالعه اثرات نيتريك اكسايد بر روي خواص الكتروفيزيولوژِي گره دهليزي بطني در مدل آزمايشگاهي فيبريلاسيون دهليزي در خرگوش مي باشد.   مواد و روشها : ما از گسترده تغذيه شده گره دهليزي بطني خرگوش در دو گروه استفاده كرديم (n=14) . در گروه اول غلظت هاي مختلف ال-آرژنين (250-5000 ميكرومولار) به كار برده شد. در گروه دوم ال -نيم (50ميكرومولار) به تيرود اضافه شد. پروتكل هاي تحريكي از قبل تهيه شده جهت محاسبه زمان هدايت گره اي و تحريك ناپذيري و ناحيه پنهان استفاده شدند. پروتكل هاي فيبريلاسيون دهايزي، به صورت تحريكات در نواحي بالاي دهيليزي و با فواصل تحريكي بين 750150 ميلي ثانيه و به صورت تصادفي شبيه سازي شد.   نتايج: ال - آرژنين اثرات مهاري بر روي زمان هدايت گره اي ، ونكباخ و تحريك ناپذيري(زمان تحريك ناپذيري موثر از 7-93 ميلي ثانيه به 10-101 ميلي ثانيه افزايش پيدا گرد، P&lt;0/05) و افزايش معني داري در فاصله H-H و تعداد ضربانات پنهان در غلظتهاي انتخابي ال -آرژنين (250-5000 ميكرومولار) مشاهده شد. فاصله H-H از 8/4-229 ميلي ثانيه به 140262 رسيد(P&lt;0/05). الگوي طولاني شدن منحني هدايت پنهان در يك مدل وابسته به سرعت توسط ال - آرژنين (250-5000ميكرومولار از بين رفت. مهار سنتز نيتريك اكسايد توسط ال - نيم اثرات سركوب كننده اي در خواص گره دهليزي بطني داشت.   نتيجه گيري : اين مطالعه اثرات تنظيم كننده نيتريك اكسايد را بر روي گره دهليزي بطني نشان داد. نيتريك اكسايد در غلظت هاي پائين (در حضور ال -نيم) نقش تسهيل كننده بر روي خواص گره دهليزي بطني داشت ولي در غلظت هاي بالا در حضور ال - آرژنين نقش محافظتي گره دهليزي بطني را در طول فيبريلاسيون دهليزي تحت تاثير قرار مي دهد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : نيتريك اكسايد، گره دهليزي بطني ، الكتروفيزيولوژي، هدايت پنهان ، فيبريلاسيون دهليزي</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>آمنه نوائيان</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر وحيد خوري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر اختر سيفي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>500</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths500</thesis_code>
	<call_no>uni61ths500</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي مقايسه نتايج درمان دو روش جراحي راديكال ماستكتومي و درمان كانسرواتيو و راديوتراپي در بيماران مبتلا به سرطان پستان مراجعه كننده به بيمارستان شهيد رجايي بابلسر طي سالهاي 87-1380</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>68</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=500&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>سابقه و هدف : سرطان پستان به دليل شيوع و اهميت آن در زنان ، توجه جراحان زيادي را به خود معطوف كرده است. راديكال ماستكتومي و درمان كانسرواتيو پستان دو روش مهم در درمان اين بيماري هستند. با توجه به اينكه درمان كانسرواتيو، روش استاندارد در بيماران مراحل اوليه مي باشد، هنوز جراحان در ايران تمايلي به انجام آن ندارند، لذا ما در اين تحقيق بر آن شديم تا نتايج درمان را در دو گروه مورد مقايسه قرار دهيم . و همكاران را ترغيب به انجام روش مناسب تر نماييم.   مواد و روشها : در اين مطالعه ي كوهرت تاريخي ، 100 بيماران مبتلا به سرطان پستان كه از تاريخ 1380 تا 1387 در بيمارستان شهيد رجايي تحت درمان كانسرواتيو و 200 بيمار تحت راديكال ماتشكتومي ، وارد مطالعه شدند. انتخاب در دو گروه به گونه اي صورت گرفت كه از نظر سن ، جنس، stage كانسرو تعداد لنف نودهاي درگير و ديگر مشخصات پاتولوژي دو گروه همسان باشند. اطلاعات لازم ( سن ، وضعيت رسپتورها، محلعود، محل عود دوردست، نوع شيمي درماني ، فاصله زماني از زمان تشخيص تا عود بيماري ، وضعيت حيات بيمار) از روي   يافته ها : پس از دو سال پيگيري، عود منطقه اي در 4/4 درصد بيماران گروه درمان كانسرواتيو و در 3/2 درصد بيماران گروه راديكال ماستكتومي ديده شد(P=0/429) اما پس از پيگيري 5 ساله ، اين ميزان در گروه كانسرواتيو 8/9 درصد و در گروه ماستكتومي 6/5 درصد بود(P=0/259) . پساز 2 سال ، 10 درصد در گروه LIM و 4 درصد در گروه MRM فوت نمودند كه تعداد مرگ ها در دو گروه تفاوت معني داري نداشت(P=0/214) . همچنين پس از 5 سال پيگيري، 16 درصد در گروه LIM و 24 درصد در گروه MRM فوت نمودند كه  تعداد مرگ ها در دو گروه تفاوت معني داري نداشت(P=0/351).   نتيجه گيري: با توجه به عدم تفاوت در دو گروه از نظر ميزان عود وبقا و همچنين به اين دليل كه درمان كانسرواتيو بدليل حفظ تصور ذهني بيمار از اندام خود، با رضايت بيشتري همراه است، مي توان به همكاران، درمان كانسرواتيو را در بيماران مبتلا به كانسرپستان پيشنهاد نمود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : سرطان پستان، ماستكتومي، درمان كانسرواتيو پستان ، بقا</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>رضا جهان تيغ</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر داريوش مسلمي - دكتر عبدالرحيم قلي زاده پاشا</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر كريم الله حاجيان - دكتر محسن وكيلي صادقي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>501</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths501</thesis_code>
	<call_no>uni61ths501</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي مقايسه اي تاثير دو روش درماني با آزيترومايسين در درمان آكنه</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>25</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=501&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : آكنه ولگاريس ، بيماري شايع دوران بلوغ، شايعترين بيماري واحد پيلوسبابه و يك بيماري مزمن التهابي فوليكول سباسه است. با توجه به اهميت اين بيماري داروهاي موضعي وسيستميك بسياري در درمان آن استفاده ميشود. فارماكوكينتيك منحصر به فرد آزيترومايسين به همراه تاثير واضح آن موجب شده كه دارويي مناسب براي درمان آكنه باشد. هدف از اين مطالعه، بررسي بهبودي ضايعات در دوره درماني 8و12  هفته با آزيترومايسين 500 ميلي گرم خ.راكي طي 3 روز متوالي در هفته و به دست آوردن طول مدت درماني بوده كه بيشترين درصد بهبودي در آن به دست مي آيد.    مواد و روشها: اين مطالعه به صورت كارآزمايي باليني انجام شد. افراد بعد از مراجعه به متخصص پوست ، بدون درمان قبلي با تشخيص آكنه وارد مطالعه شده و به صورت تصادفي به دو گروه B,A تقسيم شدند. بيماران زير 12 سال ، افرادي كه ناراحتي گوارشي دارند و بيماراني كه تا به حال داروي خوراكي يا موضعي دريافت نموده اندو نيز بيماران حامله يا شيرده از مطالعه خارج شدند. به گروه A(Mg500آزيترومايسين خوراكي سه روز متوالي به مدت 8 هفته و به گروه B(500Mg ازيترومايسين خوراكي سه روز متوالي به مدت 12هفته تجويز شد. بعد از ويزيت اول ، معاينه بيماران در هفته هاي 4،8،12،16،20،24 توسط متخصص پوست انجام شده و نتايج به دست آمده در هر جدولي براي هر بيماران ثبت مي شد. در پايان هفته 24 ميزان بهبودي ضايعات هر بيمار بررسي و نتايج به دست آمده از دو گروه با هم مقايسه شدند.داده ها با استفاده از نرم افزار spss-16 وارد رايانه شد. از Ttest براي تجزيه و تحليل نتايج درماني بين دو گروه مورد مطالعه استفاده شد.    يافته ها : در اين مطالعه كارآزمايي باليني در مجموع 121 بيمار مبتلا به آكنه ولگاريس التهابي وارد مطالعه شدند . اين افراد به طور تصادفي به يكي از گزوه هاي 1(درمان 8 هفته اي ) يا 2(درمان 12هفته اي) وارد شدند. در گروه اول 62 نفر و در گروه دوم 59 نفر مطالعه شدند. تفاوت آماري معناداري بين دو گروه از نظر جنس وجود نداشت. ميانگين سني افراد مورد مطالعه 3/94-21/6 سال بود. در شروع درمان و طي مدت فالوآپ تفاوت آماري معناداري بين دو گروه درماني از نظر تعداد ضايعات ديده نشد. ميزان بهبودي ضايعات در كل افراد 12/48-86/57درصد گزارش شد. ميانگين ميزان بهبودي ضايعات در دو گروه تفاوت آماري معناداري  نشان داد. از نظر چنس تفاوت معنادار آماري بين دو جنس با توجه به ميزان بهبودي ضايعات مشاهده نشد.   نتيجه گيري : همان گونه كه در اين مطالعه و ساير مطالعات گزارش شده است مدت درمان حدود 12 هفته براي بهبود ضايعات آكنه اي موثر تر از درمانهاي كوتاه مدت تر است. بنابراين با توجه به  نادر بودن عوارض جانبي اين دارو و تائيدايمني آن در مطالعات مختلف به لين نتيجه مي رسيم كه اين روش درماني با آزيترومايسين درماني موثر در آكنه ولگاريس متوسط تا شديد مي باشدو پيشنهاد مي شود كه مطالعاتي ديگر با حجم نمونه بيشتر جهت تاييد اين يافته انجام گيرد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : آكنه ولگاريس، آزيترومايسين ، ميزان بهبودي ، مدت درمان.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>غزال واثقي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد دهقان</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>502</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths502</thesis_code>
	<call_no>uni61ths502</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي شواهد باليني و علل انواع آسيب هاي استخواني و مفصلي در بيماران مراجعه كننده به مركز آموزشي درماني 5آذر گرگان در سال 1388</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>50</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=502&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : امروز آسيب هاي استخواني و مفصلي ناشي از تروماي عضلاني اسكلتي در جهان به عنوان يك علت مهم ناتواني جسمي به ويژه در ميان جوانان است. اين دسته از آسيب ها نياز به دوره درمان طولاني دارد كه هزينه هنگفتي را به كشورها تحميل ميكند، لذا پژوهش حاضر به منظور بررسي علل و عوامل دخيل در ايجاد آسيب، چگونگي شوتهد باليني و توصيف انواع ضايعات ايجاد شده در بدن در جهت كمك به پيشگيري و بهبود ارائه خدمات تشخيصي و درماني مناسب در بيماران مراجعه كننده به بيمارستان 5 آذر گرگان انجام شده است.   مواد و روشها : در مطالعه تئصيفي و مقطعي حاضر، 600 بيمار جوان دچار آسيب هاي استخواني و مفصلي مراجعه كننده به بيمارستان 5 آذر گرگان طي 1 ماه از هر فصل سال 1388از نظر برخي عوامل دموگرافيك ، چگونگي آسيب و يافته هاي باليني، همچنين توزيع آسيب ايجاد شده در بدن و اقدامات درماني انجام شده ، مورد بررسي قرار گرفتند. جمع آوري اطلاعات در قالب پرسشنامه از طريق مصاحبه به همراه گرفتن شرح حال و انجام معاينه فيزيكي صورت گرفت. اطلاعات جمع آوري شده وارد نرم افزار spss16 شده و مورد آناليز قرار كرفت.   يافته ها : نتايج اين مطالعه نشان داد اكثريت آسيب ها (83%) در مردان اتفاق افتاده است. ميانگين سني به دست آمده 7-25 سال بوده است. شايعترين علل ايجاد كننده آسيب به ترتيب تصادفات (49/7%) ، آسيب هاي شغلي (13/5%)و سقوط از بلندي (10%) بودهاند. بيشترين نقاط حادثه خيز گذر گاه هاي شهري (43/5%) و پس از آن جاده ها (17/1%) بوده اند. اغلب مصدومين خودشان يا توسط همراهانشان مراجعه كرده بودند.سرم درماني و آتل بندي شايعترين اقدامات اوليه درماني اوليه انجام شده بود. شايعترين شكايات بيماران درد، محدوديت حركات اندام و خونريزي بود كه در نشانه هاي حاصل از معاينات فيزيكي نيز 85% حساسيت در لمس و 79/3% كاهش محدوده حركتي و 57/3%تورم، شايعترين يافته هاي به دست آمده بودند. در ميان انواع آسيب ها ، شكستگي ها شايعترين (71/7%) آسيب ايجاد شده بودند و پس از آن به ترتيب آسيب نسج نرم (48/3%) ودر دررفتگي(8/7%) قرار داشتند. اندام تحتاني شايعترين عضو شكسته و درشت ني (تيبيا) و سپس ران (فمور) بيشترين استخوان هاي درگير را شامل مي شدند. در آسيب نسج نرم نيز ، انگشتان شايعترين اعضاي درگير(8/7%كل بيماران) بودند. توزيع دررفتگيها نيز نشان داد اغلب آنها در اندام فوقاني به ويژه در مفصل شانه و پس از آن در مفاصل مچ و كف پا اتفاق افتاده است. در ميان اقدامات درماني تخصصي ارتوپدي انجام شده ، جااندازي و بيحركتي كردن عضو شايعترين اقدام انجام شده بود.   نتيجه گيري : با توجه به آسيب پذيري بيشتر مردان جوان و سهم بالاي تصادفات ووسيله نقليه و آسيب هاي شغلي در ايجاد اين ضايعات و با توجه به اينكه صدمات ناشي از اينگونه آسيب ها مي تواند منجر به ناتواني در افراد گردد، پيشگيري از عوامل زمينه ساز وبهبود روش هاي انتقال مصدومين وگسترش امكانات تشخيصي و درماني مورد استفاده در اين دسته از آسيب ها در مراكز درماني مي تواند نقش بسزايي در كاهش عوارض ناشي از آن ايفا كند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : عضلاني اسكلتي، آسيب، تصادف وسيله نقليه</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>سولماز جنتي عطائي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر حاجي محمد ساتلقي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس محمدرضا قنبري</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>503</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths503</thesis_code>
	<call_no>uni61ths503</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي ارتباط بين خارش پوستي با سطح سرمي i-PTH وكلسيم و فسفر در بيماران همودياليزي بستري در مركز همودياليز بيمارستان 5 آذر گرگان در سال 1389</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>30</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=503&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : بيماري مزمن كليوي در بسياري از موارد سير پيشرونده اي دارد و در نهايت به بيماري مرحله نهايي كليه ختم مي شودو اين بيماران بسته به شرايط مختلف ، كانديد در درمانهاي موجود مي شوند. يكي از روشهاي درماني همودياليز است كه با تغيير در سطح برخي عوامل بيوشيميايي و عوارض مختلف همراه است. از مهم ترين عوامل بيوشيمياي كه در اين بيماران تغيير مي يابد مي توان از سطح كلسيم ، فسفر و هورمون پاراتورمون نام برد و همچنين يكي از شايع ترين عوارض كه در اين بيماران مشاهده مي شود خارش پوستي است. هدف از انجام اين مطالعه بررسي ارتباط بين سطح هورمون پاراتورمون و خارش پوستي در اين بيماران بوده است.    مواد وروشها : در اين مطالعه مقطعي تحليلي 120 بيمار همودياليزي تحت درمان در بيمارستان 5 آذر گرگان در سال 1389 در مطالعه شركت داده شدند. تشخيص بيماري مرحله نهايي نارسايي كليه بر عهده پزشك متخصص نفرولوژي بيمارستان 5 آذر بود و اطلاعات مربوط به بيماران از طريق فرم پرسشنامه كه شامل پرسشهايي در مورد سن ، جنس، وجود خارش، زمان ايجاد خارش ، مدت زمان همودياليز بود. هورمون پاراتورمون به روش الايزا و كلسيم به  روش CPCو رنگ سنجي و فسفر به روش UV اندازه  گرفته شد و نتيجه آزمايشات كلسيم، فسفر، پاراتورمون در نهايت به فرم پرسشنامه اضافه شد. مقدار مطلوب كلسيم 9/5-8/4mg/dl فسفر mg/dl 5/5-3/5 و محدوده مطلوب i-PTHبين mg/dl 300-150 طبق تعريف K/DOQI  براي بيماران مبتلا به بيماري مزمن كليه تعريف شد. آناليز آماري داده ها با استفاده از آزمون داده ها با استفاده از آزمون كاي2 و نرم افزار آماري spss16 انجام پذيرفت. سطح اطمينان براي كليه آزمون ها 95% در نظر گرفته شد.   يافته ها : از 120 بيمار همودياليزي مورد مطالعه نيمي مونث و نيمي مذكر بودند. در اين مطالعه ميانگين سطح هورمون پاراتورمون pg/ml286/53-274/34 بدست آمد. ميانگين سطح كلسيم mg/dl 8/46 و فسفر mg/dl5/48-1/81 بود. ميانگين ضريب كلسيم فسفر16/47-46/55 بود.  سطح سرمي پاراتورمون در 55 درصد بيماران كمتر از مطلوب و در 9/16 درصد بيماران مطلوب ودر 35/83 درصد بيماران درحد بالاتر از مطلوب بود. 60% بيماران داراي خارش بودند كه از اين تعداد 33/3% پاراتورمون بالاتر از حد مطلوب داشتند. 40% بدون خارش بودند كه از اين ميان  39/6% پاراتورمون بالاتر از حد مطلوب داشتند. در مطالعه حاضر ارتباط معني داري بين جنس، سن و سطح سرمي هورمون پاراتورمون ، فسفر و حاصلضرب كلسيم فسفر با خارش يافت نشد. اما بين سطح سرمي كلسيم و خارش ارتباط معني دار معكوس بود. (P-Value=0/034).    نتيجه گيري : ارتباط معني دار معكوس بين سطح سرمي كلسيم با خارش پوستي كه حالت ناراحت كننده اي براي بيماران ايجاد مي كند ، وجود داشت. به طوري كه در بيماران با خارش درصد افراد دچار كمبود كلسيم بيشتر از گروه بدون خارش است. به نظر مي رسد سطح كلسيم در اين بيماران بايد با دقت بيشتري كنترل شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : i -PTH، خارش، همودياليز</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>فرانك بيضائي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر رامين تاج بخش</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر حميدرضا جوشقاني</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>504</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths504</thesis_code>
	<call_no>uni61ths504</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>برسي شيوع علل هيپربيلي روبينمي شديد منجر به تعويض خون در نوزادان بستري شده در بيمارستان آموزشي درماني طالقاني گرگان طي سالهاي 1383 الي 1388</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>35</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=504&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : زردي (jaundice) يك مشكل شايع در نوزادي است كه به دليل توانايي محدود نوزاد براي متابوليزه كردن بيلي روبين غير مستقيم رخ مي دهد و در صورت عدم درمان سريع ، مي تواند منجر به هيپربيلي روبينمي شديد شده و خطر انسفالوپاتي و سكل هاي طولاني مدت دارد. اين مطالعه جهت بررسي شيوع علل هيپربيلي روبينمي شديد منجر به تعويض خون در نوزادان بستري شده در بيمارستان آموزشي درماني طالقاني گرگان طي سالعاي 1383 الي 1388 انجام سد.    مواد و روشها : در اين مطالعه توصيفي مقطعي ، نوزادان مبتلا به هيپربيلي روبينمي شديد كه به علت هيپربيلي روبينمي تحت تعويض خون قرار گرفته بودند وارد مطالعه شدند. اطلاعات وارد نرم افزار SPSS15 شده ومورد آناليز قرار گرفت. شاخص هاي مركزي و پراكندگي محاسبه گرديد.   يافته ها : در اين مطالعه كه روي 61 نوزاد مبتلا به ايكتر شديد بستري در مركز آموزشي درماني طالقاني گرگان انجام شد، شايعترين عارضه مشاهده شده پس از تعويض خون ترومبوسيتوپني(70/49%) بود. در سه مورد مرگ نوزاد رخ داد كه دو مورد سپسيس ويك مورد ناسازگاري ABO به علاوه G6PD بودند. در مجموع هيچ مرگ ناشي و مرتبط با تعويض خون ديده نشد.  بيشترين اتيولوژي مشاهده شده در مطالعه حاضر سپسيس بود كه در 37 نفر يعني 60/65%موارد ديده شد. از اين تعداد 18 نفر (48/6%) سپسيس كلينيكي داشتندو در 19 نفر(51/4%) كشت خون مثبت شد. Ecoliبا 26% موارد شايعترين ارگانيسم بود.   نتيجه گيري : در مطالعه حاضر مهمترين نكته مورد توجه ، اتيولوژي ايكتر شديد منجر به تعويض خون در نوزادان بستري شده بود كه سپسيس از ساير موارد شيوع بالاتري را نشان داد، در حالي كه در اكثر مطالعات ، ناسازگاري گروه خوني شايعتربود. اين اتيولوژي در منطقه ما جاي بحث و بررسي داشته و لازم است مورد ارزيابي بيشتري قرار گيرد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : بيلي روبين ، زردي نوزادي، ايكتر شديد، تعويض خون</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مهدي مختاري</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر آرزو مير فاضلي</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>505</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths505</thesis_code>
	<call_no>uni61ths505</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي توزيع فراواني انواع سل پوستي طي سالهاي 89-77 در شهر گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>31</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=505&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : سل پوستي قسمت كوچكي از سل خارج ريوي است كه توسط مايكوباكتريوم توبر كولوزيس ، مايكوباكتريوم بوويس و گاهي توسط باسيل كالمت - گرين موجود در واكسن ب.ث.ژ ايجاد مي شود. نيمي از بيماران با سل پوستي شواهدي از سل در ديگر محلهاي بدن را نشان مي دهند. شايع ترين فرم سل جلدي بسته به ماهيت جغرافيايي متفاوت است. هدف از انجام اين مطالعه تعيين ميزان فراواني و توزيع انواع سل پوستي در شهر گرگان بوده است.    مواد وروشها : در اين مطالعه توصيفي گذشته نگر با مراجعه به قسمت آمار و مدارك پزشكي بيمارستان 5 آذر و قسمت بايگاني آزمايشگاه هاي سطح شهر گرگان پرونده كليه بيماراني كه از ابتداي سال 1377 تا پايان تابستان 1389 تحت بيوپسي پوستي قرار گرفته اند و بر اساس بيوپسي و پاتولوژي تشخيص سل پوستي براي آنها به اثبات رسيده جدا شدند و اطلاعات بيماران شامل اطلاعات دموگرافيك و همچنين برگه ي پاسخ پاتولوژي جمع آوري شد. بيماراني كه برگه تشخيص پاتولوژي در پرونده آنها موجود نبود و يا بيماراني كه تشخيص سل پوستي در آنها مشكوك بود از مطالعه حذف شدند.   يافته ها : ميانگين سني انحراف معيار اين افراد 1/5-30/2سال بود. بيشترين گروه سني درگير 30-16 سال بودند سن بروز بيماري 8 سالگي و بيشترين سن 72 سالگي بود بيشترين محل درگيري در صورت بود. (5مورد و 20%) . لوپوسولگاريس شايعترين نوع درگيري پوستي در بيماران مورد بررسي بود(17 بيمار و 68%) كه با نتايج ساير مطالعات همخواني داشت. از نظر جنسيت نيز نسبت مرد به زن تقريبا يك به يك (13 مرد و 12 زن ) بود. (52%درمقابل 48%).   نتيجه گيري : تفاوتهاي موجود بين نتايج اين مطالعه و ساير مطالعات را مي توان با حجم كم بيماران مبتلاي تبت شده در مطالعه ما و نيز تفاوتهاي جغرافيايي موجود در توزيع فراواني بيماري سل پوستي تا حدي توجيه كرد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : سل پوستي، لوپوس ولگاريس، سل خارج ريوي.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>گلناز نمازي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد دهقان</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذرهوش - افسانه برقعي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>506</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths506</thesis_code>
	<call_no>uni61ths506</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>مقايسه تاثير  تزريق بيهوشي اسپاينال ماركائين در مقايسه با تركيب ماركايين و مورفين در ميزان بي دردي پس از جراحي شكستگي اندام تحتاني در مركز آموزشي درماني 5 آذر گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>34</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=506&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : با توجه به مطالعات انجام شده در زمينه اثرات داروهاي مختلف بيهوشي نخاعي بر ميزان بي دردي پس از عمل و اهميت ويژه افزايش مدت بي دردي به خصوص در بيماران داراي اعمال جراحي بزرگ مانند جراحي هاي ارتوپدي، در اين مطالعه بر آن شديم تا در اين افراد به مقايسه دو داروي ماركائين (بوپيواكائين) با مورفين به همراه ماركائين بپردازيم .   مواد وروشها : اين مطالعه از نوع كارآزمايي باليني تصادفي دو سو بوده است . كليه بيماراني كه به دليل شكستگي اندام تحتاني (شامل فمور و ساق پا) در بيمارستان 5 آذر گرگان بستري شده و تحت عمل جراحي قرار مي كرفتند وارد مطالعه مي شدند. بيماران مورد بررسي به صورت تصادفي دو سو كور (بيمار و ارزيابي كننده درد در جريان نوع بي دردي قرار نداشتند) در دو گروه قرار مي گرفتند. يك گروه با استفاده از تركيب 3 سي سي ماركايين و 0/1 ميكروگرم مورفين (0/1سي سي)و ديگري با 3 سي سي ماركاين به تنهايي تحت بي هوشي اسپاينال قرار مي گرفتند. پس از انجام عمل جراحي مدت زمان بي دردي و شدت آن (معيار ديداري شدت درد يا VAS)توسط مجري ثبت مي شد. اطلاعات به دست آمده در نرم افزار آماري SPSS-16 مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت . براي آناليز پس از به دست آوردن شاخصهاي مركزي و پراكندگي از تستهاي آماري مانند كاي دو و تي تست استفاده شد.   يافته ها : در اين مطالعه دو گروه 26 نفري به عنوان مورد (گروه تركيب مرفين و ماركائين ) و شاهد ( ماركائين به تنهايي) مورد بررسي قرار گرفتند. ميانگين سني كل افراد 21/66-41/52 سال بود. ميانگين مدت زمان بي دردي در كل 263/39- 292/92 دقيقه ، ميانگين ميزان بي دردي 1/.9-1/66 براساس معيار VAS بود . اكثريت بيماران (72/9%)مرد بودند. از نظر مدت بي دردي پس از عمل جراحي در بين دو گروه اختلاف آماري معناداري مشاهده شد. بدين ترتيب كه گروهي كه ماركايين را به همراه مرفين دريافت كرده اند حدود 4 برابر افرادي كه ماركايين به تنهايي گرفته بودند.    نتيجه گيري : با توجه به اثر بخشي اسپاينال تركيب مرفين و ماركايين قبل از عمل جراحي در بيدردي پس از عمل جراحي ، مي توان آن را به عنوان يك روش مطمئن و بدون عوارض جانبي براي بيهوشي در اين بيماران استفاده كرد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : مورفين ، ماركائين ، بي دردي.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>مژگان شيرآشياني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر اراز بردي قورچايي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر كاظم كاظم نژاد</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>507</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths507</thesis_code>
	<call_no>uni61ths507</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>ارزش پيشگويي شدت پروتئينوري در پيامد بارداري بيماران پره اكلامپسي</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>67</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=507&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف : پره اكلامپسي به يروز هايپرتانسيون به همراه پروتئينوري پس از هفته 20 حاملگي در زني كه فشار خون نرمال داشته است ، اطلاق مي شود. پروتئينوري يكي از معيارهاي مهم پره اكلامپسي بوده و ارتباط آن با پيامدهاي نامطلوب جنيني و مادري در برخي مطالعات نشان داده شده است. هدف از انجام اين مطالعه ، تعيين ارزش پيشگويي كنندگي شدت پروتئينوري بر روي پيامد هاي بارداري در بيماران مبتلا به پره اكلامپسي مي باشد.   مواد و روشها : در اين مطالعه ي كوهرت گذشته نگر ، زنان باردار مبتلا به پر.اكلامپسي كه طي سال هاي 1388-1378 در بيمارستان شهيد يحيي نژاد بستري شده بودند ، وارد مطالعه شدند. اطلاعات بيماران نظير سن ، سن حاملگي ، ميزان پروتئين ادرار 24 ساعته ، آنزيم هاي كبدي ، cr,BUN و ساير تست هاي آزمايشگاهي روتين از پرونده ي اين بيماران استخراج گرديد. همچنين پيامد هاي جنيني و مادري (دكولمان ، IUGR,IUFD ديسترس تنفسي ، انتقال به NICU) نيز استخراج و در پرسشنامه ي مربوطه ثبت گرديد. داده ها سپس وارد نرم افزار آماري SPSS18 گرديده و مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت.   يافته ها : از 289 بيمار ، در 17 بيمار (5/9%) دكولمان ، در 38 بيمار(13/1%) iUGR ، در 96 بيمار (33/2%) ديسترس تنفسي و در 77 بيمار (26/6%) انتقال نوزاد به NICU ديده شد. ميانگين سطح پروتئين ادرار 24 ساعته در بيماراني كه اين عوارض در آنها رخ داده بود، بيشتر از ساير افراد بود ( در تمامي موارد P=0/000) . نقطه برش سطح پروتئين ادرار 24 ساعته براي ديسترس تنفسي 1250 ميلي گرم ، دكولمان 1750 ميلي گرم ، IUGR,1650 ميلي گرم و انتقال به NICU 1350 ميلي گرم محاسبه گرديد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : پره اكلامپسي ، پروتئينوري ، پيامد بارداري ، نقطه برش</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>عصمت تقي زاده</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر زينت السادات بوذري</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر مريم جواديان</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>508</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths508</thesis_code>
	<call_no>uni61ths508</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي نتايج انجام شستشوي كامل روده (Total Intestinal Washing) قبل از عمل در بيماران گاستروشزي</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>27</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://https://grrc.goums.ac.ir/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=508&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : گاستروشزي يك نقص مادرزادي نادر روده است كه با يك نقص در جدار قدامي شكم كه از ميان آن روده ها آزادانه بيرون مي زند مشخص مي شود. هدف از اين مطالعه تعيين نتايج انجام شستشوي كامل روده (Total Intestinal Washing) فبل از عمل در بيماران گاستروشزي بود.   مواد و روشها : براي بررسي نتايج شستشوي كامل روده (TIW) قبل از عمل ، يك گروه شاهد و يك گروه مورد نظر گرفته شد. و تعداد 15 بيمار در گروه شاهد و تعداد 10 بيمار در گروه مورد قرار گرفت. با بررسي پرونده هاي مربوط به بيماران به گاستروشزي ، اطلاعات لازم در مورد هر بيمار از جمله بهبودي و مرگ ومير پس از عمل ، زمان شروع تغذيه بعد عمل ، زمان جدايي از ونتيلاتور ، مدت زمان بستري در بيمارستان و اطلاعات دموگرافيك استخراج شد و نتايج حاصله در دو گروه بررسي و مقايسه شد.    يافته ها : در بين دو گروه از نظر مشخصات دموگرافيك اختلاف معني داري نبود. بعد عمل در گروه مورد خيلي زئدتر تغذيه با شير مادر شروع شده بود( 2/54-8/7 روز در برابر 4/2-17/2روز) . ازاين نظر بين دو گروه اختلاف معناداري وجود داشت(P&lt;0/01). مدت بستري در گروه مورد كمتر از گروه شاهد بود (4/5-17روز در برابر 7/01-25 روز) . از نظر آماري اختلاف معنادار بود(P=0/01). زمان جدايي از ونتيلاتور در گروه مورد ( 1/41-2/7روز) زودتر از گروه شاهد(6/40-6/50روز) بود ولي اين اختلاف از نظر آماري معنادار نبود (P=0/11) . ميزان مرگ و مير در گروه مورد صفر 0% بوده و در گروه شاهد 40% بوده است كه از نظر آماري نيز معنادار بوده است (P=0/02).   نتيجه گيري : انجام شستشوي كامل روده وتخليه مكونيوم مي تواند باعث بهبودي نتايج پس از عمل از جمله شروع شير زودتر ، بستري كوتاهتر ، نياز به ونتيلاتور كمتر و مرگ ومير كمتر شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : گاستروشزي ، شستشوي كامل روده (TIW)، مكونيوم.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>كريم آق اركاكلي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر احمد محمدي پور</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مصطفي قرباني</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
</theses_set>